X
تبلیغات

sutern rings

در جستجوی دانش

آزمون جامع

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: جمعه 25 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 12:17 ق.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 14 نظر

معرفی سایت




book-min

روی تصویر کلیک کنید

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 08:32 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 5 نظر

پاسخ به دوست عزیز



با تشکر از متین عزیز و وبلاگ حوبش 
آدرس وبلاگ آقای متین عزت آبادی 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 04:32 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 1 نظر

کلاه گذاشتن

 کلاه گذاشتن

 

عبارت مثلی بالا در مورد افراد فریب خورده به کار می‌رود . کسی که به علت عدم توجه یا سادگی مرتکب اشتباه و متحمل زیان و ضرر شود در اصطلاح عامه گفته می‌شود : کلاه سرش رفت و یا به عبارت دیگر کلاه سرش گذاشتند .

چون میزان فریب خوردگی زیاد باشد صفت گشاد را هم اضافه کرده می‌گویند : کلاه گشادی سرش رفت .

در ادوار قدیمیه یکی از انوع مجازاتها این بوده است که به مقصر لباس ناموزون می‌پوشانیدند و کلاه دودی مضحکی بر سرش می‌گذاشتند آن گاه وی را پیاده یا سواره و گاهی به طور وارونه بر مرکوب دوره می‌گردانیدند تا مردم از آن وضع مضحک و توهین آمیز عبرت گیرند ودست به اعمال ناشایست نزنند .

یک وقتی مقصود این بود که مقصر را فقط تحقیر و تخفیف کنند تا به مقام و منزلتش غره نشود . در این صورت لباس وارونه و کلاه ناموزون برای تنبیه و مجازاتش کفایت می‌کرد اما چنانچه گناه مقصر به میزانی بود که لازم می‌آمد عبرت الناظرین شود در چنین مورد قبل از آنکه مجازات نهایی را اعمال کنند لباس عجیب و غریب بر تنش می‌پوشانیدند و کلاه گشادی که از آن زنگوله و دم روباه بسیاری آویخته بودند محتسبان بر سرش می‌گذاشتند تا در میان جمعیت که در حین دوره گردانی مقصر ازدحام می‌کردند کاملاً شناخته شده مورد ملامت و سخریه واقع شود .

چون افرا فریب خورده در نزد دوستان و همکاران به علت سادگی و ساده لوحی زود شناخته می‌شوند لذا ضرب المثل بالا را در مورد آنان به کار می‌برند .وقتی میزان فریب خودگی زیاد باشد صفت گشاد راهم به کلاه داده و می‌گویند : در این معامله کلاه گشادی سرش رفته است .
حمزه میرزا حشمت الدوله در آغاز ۱۲۷۵ والی خراسان و سیستان شد . در آن وقت میرزا محمد قوام الدوله پدر معتمدالسلطنه و جد وثوق الدوله و قوام السلطنه وزیر خراسان بود . او و حشمت الدوله برای راندن ترکمنها از سرخس و مرو مامور شدند .
سرانجام در ۱۲۷۶ سرخس ومرو را گرفتند ولی در اثر مسامحه و اختلاف نظر قوام الدوله با حشمت الدوله شکست سخت بر قوای دولت وارد شد و بسیاری از سپاهیان ایران کشته شدند و بسیاری ازمردم مرزنشین به اسارت رفتند و پس از آن دیگر دولت ایران بر مرو تسلطی نیافت تا در سال ۱۳۰۱ قمری ( ۱۸۸۴ میلادی ) علیخان اف افسر روسی مرو را از طرف امپراطوری تزاری متصرف وبرای همیشه ضمیمه خاک روسیه شد .

از این نامه پیداست که حشمت الدوله و قوام الدوله به تعلیمات شاه توجه نکرده و در اثر راحت طلبی و مسامحه سرانجام کارشان به شکست منتهی شده است . گفتنی است که حشمت الدوله چند سال مغضوب و بیکار بود و قوام الدوله هم گذشته از بیکاری و مغضوب بودن وقتی وارد تهران شد به دستور شاه کلاه کاغذی بر سر اوگذاشته بر الاغ سوارش کردند و در حالی که در محاصره چند سرباز بود وی را گرد شهر گردانیدند و مسئول شکست قشون ایران را در مرو به این صورت به مردم معرفی کردند.


تاریخ ارسال: دوشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 01:55 ق.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 1174 )
   1      2     3     4     5      ...      294   >>
صفحات