X
تبلیغات
نماشا

sutern rings

در جستجوی دانش

درباره من
موضوعات
برگه ها
آرشیو

تاریخ: پنج‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1394 ساعت: 04:25 ب.ظ
تاریخ: سه‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1394 ساعت: 10:13 ب.ظ


ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﯽ وشگفت انگیز ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮊﺍﭘﻦ




 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺣﺮﻑ ﺍﻭﻝ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ؟


  ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻫﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﻣﻨﺰﻝ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻟﻪﺩﺍﻧﯽ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ ؟


  ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺎﻧﻪﯼ ﻭﯾﻼﯾﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ؟


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻏﭽﻪﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﺮﺏ ﻣﯽﮐﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﻧﺞ ؟


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻦﻣﺎﯾﻪﯼ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﮊﺍﭘﻦ ﺭﺍ ﺯﻧﺎﻥ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﯽﺳﺎﺯﻧﺪ ؟


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽﻫﺎ ﺍﺻﻼ ﭘﺲﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ ؟ 


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺣﺪﺍﻗﻞ ۷۰۰۰ ﺩﻻﺭمعادل حدودا25میلیون!! آن هم حداقل حقوق ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ*


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺣﺘﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺪﺍ ﮐﻨﺪ ؟ 


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ ؟ 


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﺴﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭ ﻭﺭﺯﺵ ﺩﺳﺘﻪﺟﻤﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ؟ 


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﻐﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽﻫﺎ ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪﯼ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ؟ 


ﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﺸﺎﻥ ﺩﻟﺴﻮﺯﺗﺮﻧﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ؟


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺎﻧﻢﻫﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻋﻤﻮﻣﺎ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ ﻋﺎﻟﯽ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﯾﮑﺠﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﭘﻮﻝ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﯽ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﺭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻨﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻗﺎﯾﺎﻥ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻧﺪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﺮﺳﺸﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻧﺪ ﺍﯾﻨﺴﺖ: ﺁﯾﺎ ﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩﻩﺍﯼ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﻟﻌﻤﻞ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺣﺘﯽ ﺗﻌﻤﯿﺮ ﺟﺪﻭﻝ ﯾﮏ ﺑﺎﻏﭽﻪﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻧﻘﺸﻪ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؟


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ۱۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﻧﺴﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﻭ ﻣﺸﺘﺎﻕ ﭘﺎﮐﯿﺰﮔﯽ ﺍﺳﺖ ؟


آﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﮐﻪ ﺳﮓ ﺩﺍﺭﺩ ﯾﮏ ﮐﯿﺴﻪ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻣﺪﻓﻮﻉ ﺳﮓ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺣﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ 


ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺍﺧﻼﻕ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺍﺳﺖ . 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺑﯿﻦ ۵۰۰۰ ﺗﺎ ۸۰۰۰ ﺩﻻﺭ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﻃﻠﺐ ﮐﻨﺪ ؟


 ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻦ ﻫﯿﭻ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﻫﺎ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ؟


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺑﻤﺐ ﺍﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﻓﻘﻂ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺟﻨﺐ ﻭ ﺟﻮﺵ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺑﻤﺐ ﺍﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ ؟


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭﻫﺎ، ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﺳﺮﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؟


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺷﺸﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻧﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻝ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﻧﻮﻉ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ؟ 

ﭼﻮﻥ ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺵ ﺍﻟﻘﺎﯼ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻭ ﺍﺟﺒﺎﺭ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﯿﭻ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﺮﻭﯾﺪ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻧﺪ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﻭ ﺍسرﺍﻓﯽ ؟


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻗﻄﺎﺭﻫﺎ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﺣﺪﻭﺩ ۷ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ؟ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻭ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻭﻗﺖ ﺷﻨﺎﺱ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؟ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻭﻋﺪﻩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺩﻧﺪﺍﻧﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ؟ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺳﻨﯿﻦ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ. 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﺗﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﻧﺪ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﻫﻀﻢ ﺷﺪﻩ ؟ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﮊﺍﭘﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ 


ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﮊﺍﭘﻦ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻧﻤﺮﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺭﺯﯾﺎﺑﯽ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ


تاریخ: دوشنبه 1 تیر‌ماه سال 1394 ساعت: 06:35 ب.ظ
تاریخ: یکشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 06:43 ق.ظ

شادی کنید و از زندگی لذت ببرید 


چه شما که موفق شدید و چه شما که ظاهرا موفق نشده اید از نظر من همه ی شما پیروزید 


در یک مسابقه ی دو تمام کسانی که از خط پایان می گذرند موفق هستند چه نفرات اول تا سوم که مدال 


می گیرند و چه نفرات اخر 


زیرا که تمام ان ها برای رسیدن به موفقیت تلاش کرده اند 


و نفس تلاش کردن مهم است نه خود موفقیت 


تمام شما در اینده با شکست ها و پیروزی هایی مواجه می شوید 


نه از پیروزیها مغرور شوید و نه از شکست ها مغموم 


تنها دست از تلاش بر ندارید 


پس من به همه ی شما چه آن ها که قبول شده اند و چه آنها که نشده اند تبریک می گویم 


و ارزو ی شادی و سلامت برای همه ی شما دارم 


مر کوری را تنها نگذارید 


منتظر شما هستم 


مرکوری 
































تاریخ: جمعه 29 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 10:35 ب.ظ

       




تاریخ: جمعه 29 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 07:13 ب.ظ

تاریخ: پنج‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 11:20 ب.ظ
تاریخ: پنج‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 11:18 ب.ظ
متشکرم 

چند روز پیش، "یولیا واسیلی اونا" پرستار بچه‌هایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم.به او گفتم: - بنشینید یولیا.می‌دانم که دست و بالتان خالی است، اما رو در بایستی دارید و به زبان نمی‌آورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سی روبل به شما بدهم. این طور نیست؟
چهل روبل.
نه من یادداشت کرده‌ام. من همیشه به پرستار بچه‌هایم سی روبل می‌دهم. حالا به من توجه کنید. شما دو ماه برای من کار کردید.
دو ماه و پنج روز دقیقا.
دو ماه. من یادداشت کرده‌ام، که می‌شود شصت روبل. البته باید نه تا یکشنبه از آن کسر کرد.همان‌طور که می‌دانید یکشنبه‌ها مواظب "کولیا" نبوده‌اید و برای قدم زدن بیرون می‌رفتید. به اضافه سه روز تعطیلی...
"
یولیا واسیلی اونا" از خجالت سرخ شده بود و داشت با چین‌های لباسش‌ بازی می‌کرد ولی صدایش در نمی‌آمد.
سه تعطیلی. پس ما دوازده روبل را برای سه تعطیلی و نه یکشنبه می‌‌گذاریم کنار... "کولیا" چهار روز مریض بود. آن روزها از او مراقبت نکردید و فقط مواظب "وانیا" بودید. فقط "وانیا" و دیگر این که سه روز هم شما دندان درد داشتید و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچه‌ها باشید. دوازده و هفت می‌شود نوزده. تفریق کنید. آن مرخصی‌ها، آهان شصت منهای نوزده روبل می‌ماند چهل و یک روبل. درسته؟
چشم چپ یولیا قرمز و پر از اشک شده بود. چانه‌اش می‌لرزید. شروع کرد به سرفه کردن‌های عصبی. دماغش را بالا کشید و چیزی نگفت.
-... 
و بعد، نزدیک سال نو، شما یک فنجان و یک نعلبکی شکستید. دو روبل کسر کنید.فنجان با ارزش‌تر از اینها بود. ارثیه بود. اما کاری به این موضوع نداریمقرار است به همه حساب‌ها رسیدگی کنیم و... اما موارد دیگر... به خاطر بی‌مبالاتی شما "کولیا" از یک درخت بالا رفت و کتش را پاره کرد. ده تا کسر کنید... همچنین بی‌توجهی شما باعث شد کلفت‌خانه با کفش‌های "وانیا" فرار کند. شما می‌بایست چشم‌هایتان را خوب باز می‌کردید. برای این کار مواجب خوبی می‌گیرید. پس پنج تای دیگر کم می‌کنیم... دردهم ژانویه ده روبل از من گرفتید...یولیا نجوا کنان گفت:

  

من نگرفتم.
اما من یادداشت کرده‌ام... خیلی خوب. شما شاید... از چهل و یک روبل، بیست و هفت تا که برداریم، چهارده تا باقی می‌ماند.چشم‌هایش پر از اشک شده بود و چهره‌عرق کرده‌اش رقت‌آور به نظر می‌رسید. در این حال گفت:
من فقط مقدار کمی گرفتم... سه روبل از همسرتان گرفتم نه بیشتر.
دیدی چه طور شد؟ من اصلا آن سه روبل را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا کم می‌کنیم. می‌شود یازده تا... بفرمائید، سه تا، سه تا، سه تا، یکی و یکی.یازده روبل به او دادم. آنها را با انگشتان لرزان گرفت و توی جیبش ریخت و به آهستگی گفت:
متشکرم.جا خوردم. در حالی که سخت عصبانی شده بودم شروع کردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق و پرسیدم:
چرا گفتی متشکرم؟
به خاطر پول.
یعنی تو متوجه نشدی که دارم سرت کلاه می‌گذارم و دارم پولت را می‌خورم!؟ تنها چیزی که می‌توانی بگویی همین است که متشکرم؟!
در جاهای دیگر همین قدرهم ندادند.
آنها به شما چیزی ندادند! خیلی خوب. تعجب ندارد. من داشتم به شما حقه می‌زدم. یک حقه کثیف. حالا من به شما هشتاد روبل می‌دهم. همه‌اش در این پاکت مرتب چیده شده، بگیرید... اما ممکن است کسی این قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نکردید؟چرا صدایتان در نیامد؟ ممکن است کسی توی دنیا اینقدر ضعیف باشد؟
لبخند تلخی زد که یعنی "بله، ممکن است."به خاطر بازی بی‌رحمانه‌ای که با او کرده‌ بودم عذر خواستم و هشتاد روبلی را که برایش خیلی غیر منتظره بود به او پرداختم. باز هم چند مرتبه با ترس گفت:
متشکرم. متشکرم.بعد از اتاق بیرون رفت و من مات و مبهوت مانده بودم که در چنین دنیایی چه راحت می‌شود زورگو بود.






تاریخ: شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 10:24 ب.ظ


معمای چهار 

امتیاز 25 

این معما تا حدی شبیه به معمای شماره 2 است. اگر به آن معما پاسخ نداده اید پیشنهاد می کنیم ابتدا به آن معما پاسخ دهید و سپس سراغ این معما بیایید.

در این معما شما باید جاهای خالی را در کادر روبرو پیدا کنید. نتیجه را به صورت یک عدد 10 رقمی برای ما بفرستید. البته این معما دارای دو جواب است که تنها کافی است یکی از آن دو را پیدا کنید.

 



تاریخ: شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت: 10:21 ب.ظ


معمایی برای تابستان 3

امتیاز 30                                                

 

شکل روبرو نشان دهنده یک سیبل است. عددهای درج شده در هر قسمت نیز نشان دهنده امتیاز آن قسمت است در صورتی که تیر به آن قسمت ها اصابت کند.  شخصی تعدادی تیر را به این سیبل پرتاب کرده است. مجموع امتیازهایی که این شخص بدست آورده است 100 می باشد. شما مجموع امتیاز ناحیه هایی که تیرهای شخص به آن ها اصابت نکرده را بیابید.

 


   1       2       3       4       5       ...       141   
لینک های روزانه
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

تعداد بازدیدکنندگان : 1170723
RSS