ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه میرفت.
هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت: آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.
راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .
چرچیل از علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده با دیدن اسکناس گفت:
“بی خیال چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم!”
این داستان از وبلاگ یکی از دوستان خوب مرکوری انتخاب شده است .
http://shayanzanjanian.mihanblog.com/
راستی آقا شخصیت هفته رو اعلام نکردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من شما نه تنها میتونید شخصیت هفته ، ماه و حتی سال باشید
اما یه شرط داره که قبلا هم گفتم .
سلام آقای آل داود میخواستم بگم میشه وبم را لینک کنید من هم شما را لینک می کنم
مطالبتون خیلی آموزنده است
حتما به وبلاگت سر می زنم و اونو مطالعه می کنم .
ممنوم که به مرکوری سر زدی
شرط رو بگین تا آخر هستیم
در فرصت مناسب
یادتون میاد می گفتین وقتی کنار خیابون ایستادیم و منتظر تاکسی هستیم تاکسی ها ما رو آدم نمی بینن بلکه یه اسکناس می بینن که کنار خیابون افتاده و سریع میان ترمز می زنن تا برش دارن ؟
و چقدر با هم می خندیدیم .
این که یک راننده ی تاکسی آدما را به شکل یک اسکناس ببینه شاید فرهنگ درستی نباشه اما چون با پول ادما سرو کاز داره زیاد مهم نیست و شاید بشه به این تفکرشون خندید
اما این که امروزه شاهد این هستیم که معلم ها هم دانش آموزان را دستچین می کنند و اون ها را به شکل اسکناس های ریز و و درشت می بینند
شاید دیگه خنده دار نباشه
میدونی مدت هاست که دیگه مثل اون روز ها از ته دل نخندیدم
بعضی وقت ها امیر حسین به شوخی به من می گه بابا بخند
می گم برای چی
میگه میخوام ببینم خندیدن بلدی ؟
آه ه ه ه