دور بینی چشم
دوربینی یا هایپروپیا یک عیب انکساری بینایی است که هنگامی رخ می دهد که فرد در دیدن اشیای نزدیک دچار اشکال یاشد.
شیوع دوربینی از نزدیک بینی کمتر است. دوربینی در اغلب موارد ارثی است.
دوربینی وقتی ایجاد می شود که یا چشم نسبت به انحنای قرنیه طول کمتری داشته و یا قرنیه نسبت به طول چشم انحنای کمتری دارد، در نتیجه نور واردشده به چشم در پشت شبکیه متمرکز می شود. در این حالت اشیای دور تار بنظر می رسند و تصاویر نزدیک حتی بیشتر تار می شوند.
افراد جوان که دوربین هستند می توانند با استفاده از قدرت متمرکزکننده عدسی چشم، تصویر را از پشت شبکیه به روی شبکیه بیاندازند و در نتیجه واضح ببینند. اما در دوربینی شدید یا سنین بالاتر این توانایی کاهش یافته و بیماران احتیاج به عینک مطالعه یا عینک دو دید دارند.
دوربینی را نباید با پیرچشمی اشتباه کرد که در آن هم توانایی دید نزدیک مختل می شود. پیرچشمی به علت کاهش دامنه تطابق در نتیجه تغییرات ناشی از پیری در عدسی چشم رخ می دهد.
دوربینی به میزان کم را گاهی درمان نشده باقی می گذارند. در موارد شدیدتر عینک های با عدسی تصحیحی محدب یا مثبت یا لنزهای تماسی و در برخی موارد جراحی می تواند به بهبود دید مبتلایان به دوربینی کمک کند.
با افزایش سن توانایی متمرکز کردن تصویر بر روی شبکیه کاهش می یابد و بتدریج وابستگی
دوربینی حالتی است که در آن فرد اشیاء دور را به وضوح می بیند اما اشیاء نزدیک را ناواضح مشاهده می کند. اگر فردی دچار دوربینی باشد ممکن است قطر قدامی خلفی چشم وی از حد طبیعی کوچکتر باشد .
معمولاً دور بینی از زمان تولد وجود داشته و گاهی جنبه ارثی دارد. بسیاری از افراد ممکن است متوجه وجود این شکل در خود نباشند، زیرا عدسی چشم تا حدی از خود انعطاف پذیری نشان می دهد تا این حالت را جبران سازد. بنابراین بسیاری از افراد مبتلا به دوربینی ممکن است نیازی به عینک یا لنز نداشته باشند،اما همچنان که سن افزایش می یابد، عدسی قابلیت تغییر پذیری خود را از دست می دهد و دیگر قادر به ایجاد سازگاری مطلوب جهت جبران اختلال نخواهد بود.
از طریق انجام معاینات چشمی می توان به وجود دوربینی پی برد. این اختلال به راحتی با استفاده از عینک، لنزهای تماسی یا جراحی قابل اصلاح است.
علائم نشانه هاعلائم و نشانه ها شامل تاری اشیاء نزدیک، نیمه باز کردن چشم و فشار بر چشمها جهت دیدن اشیاء نزدیک، فشارهای چشمی که خود سبب بروز درد، سوزش یا گاهی سردرد می شود و ایجاد اختلال و ناراحتی چشمی در حین انجام کارهای نزدیک نظیر کتاب خواند، نقاشی یا نوشتن می باشد.
علل
هر چشم دارای دو بخش است که سبب متمرکز شدن پرتوهای نوری منعکس شده از شیء می شود. این دو بخش شامل قرنیه ( پرده شفاف مقابل کره چشم ) و عدسی ( ساختاری شفاف در داخل چشم ) می باشد. در یک چشم سالم هر کدام از این قسمتها بخشی از پرتوهای نوری حاصل از اشیاء را متمرکز می سازند به گونه ای که نهایتاً تصویر روشنی بر روی قسمت خلفی چشم یعنی شبکیه می افتد. در مواردیکه انحنای قرنیه یا عدسی از حالت طبیعی خارج باشد، تصاویر بر روی شبکیه نمی افتند و تصویر اشیاء تار می شود. این حالت را اصطلاحاً عیب انکساری چشم می گویند و زمانی ایجاد می شود که انحنانی قرنیه و یا اندازه چشم از حد طبیعی کمتر باشد. در نتیجه تصویر اشیاء در پشت چشم می افتد.
در چه زمانی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شدت دوربینی به اندازه ای باشد که در انجام کارهای روزمره بطور مطلوب اختلال ایجاد کند یا کیفیت تصاویر حاصله به نحو مطلوبی نباشد، باید به پزشک مراجعه کرد.
غربالگری و تشخیص
تشخیص این اختلال از طریق انجام معاینات چشمی عملی است. معمولاً از طریق روشهای مختلف و بکارگیری ابزارهای خاص پزشک می توان وجود این اختلال را تشخیص داده و شدت آنرا تعیین نمود. انجام هرگونه از این روشها الزامی است و از طریق آنها پزشک می تواند مسائل چشمی را مورد بررسی قرار دهد.
توصیه هایی که جهت ارزیابی مشکلات چشمی وجود دارد بر اساس اصول ذیل می باشد :
بالغین : اگر فرد از عینک یا لنز تماسی استفاده نمی کند ،و هیچ مشکل چشمی ندارد و در معرض ابتلا به بیماری چشمی نیز نیست ، توصیه می شود که بین سن 20 تا 39 سالگی یک بار، بین سن 40 تا 65 سالگی هر یک تا 2 سال یک بار مورد معاینه قرار گیرد.
با این حال اگر فرد از عینک یا لنز تماسی استفاده می کند، باید سالانه مورد معاینه قرار گیرد. ولی با این حال در صورت بروز هر گونه اختلال در چشم و بینایی باید به پزشک مراجعه شود. به عنوان مثال ممکن است ایجاد تاری بینایی نیاز به تغییر شماره عینک داشته باشد.
اطفال و نوجوانان
اطفال نیز طبق برنامه ذیل احتیاج به معاینه منظم دارند : یکبار تا قبل از سه ماهگی، یکبار بین 6 ماهگی تا یکسالی ، یکبار در حوالی 3 سالگی و یکبار در حوالی 5 سالگی.
اگر کودک یا نوجوان دچار هرگونه اختلال بینایی شود، باید معاینات در فواصل نزدیکتری رخ دهد. به علاوه وجود یکسری بیماریهای خاص نظیر مرض قند که سبب افزایش ریسک ابتلا به بیماریهای چشمی می شود ، نیاز به معاینات مکرر را بیشتر می کند.
عوارض جانبی
اگر دور بینی درمان نشود، ممکن است منجر به عوارضی نظیر کاهش کیفیت مطلوب زندگی، فشار بر روی چشم که می تواند منجر به بروز سردرد شده و کاهش امنیت فرد بخصوص در حین رانندگی یا انجام کار با ابزارهای خاص شود.
درمان
هدف درمان، تصحیح هرگونه اختلال در انحنای قرنیه یا عدسی است. درمان شامل استفاده از عدسیهای تصحیح کننده عیب انکساری بصورت عینک یا لنز تماسی و جراحی می باشند. روشهای جراحی متفاوتی وجود دارد که می تواند جهت تصحیح انحنای نامطلوب قرنیه یا عدسی مورد استفاده قرار گیرد که روش جراحی لیزیک (LASIK) یکی از آنهاست.
مراقبت از خود
اگر چه نمی توان از بروز دور بینی جلوگیری کرد اما می توان از چشم ها و بینایی مراقبت نمود . اقدامات ذیل بدین منظور باید مورد توجه قرار گیرند :
- بدون توجه به وضعیت بینایی یا وجود مشکل، باید چشم ها بطور منظم چک شود.
- بعضی از بیماریها نظیر مرض قند و فشار خون بالا برروی عملکرد چشم تأثیر دارند، لذا کنترل آنها در کاهش عوارض چشمی این بیماریها مؤثر است.
- وجود علائمی نظیر کاهش یکباره بینایی در یک چشم، تنبلی یکباره یا تاری دید یکباره چشم، جرقه های نوری و نقاط سیاه در میدان بینایی می تواند، نشان دهنده بیماریهای جدی چشم نظیر آب سیاه باشند. لذا در صورت بروز این علائم یا هر علامت دیگر به پزشک مراجعه کنید.
- با استفاده از عینک های آفتابی از چشم خود در برابر اشعه ماوراء بنفش خورشید محافظت کنید.استفاده از عینکهای آفتابی بخصوص در مواردی که فرد به مدت زمان طولانی در معرض تماس با نور خورشید باشد یا زمانیکه از داروهایی استفاده کند که حساسیت نسبت به پرتو ماوراء بنفش را افزایش دهد، بسیار مهم می باشد.
- حتماً از غذاهای حاوی ویتامین A و بتا کاروتن نظیر هویچ استفاده نمائید.
- در صورت وجود هرگونه مشکل باید از شماره درست عینک استفاده نمود و این از طریق معاینات منظم میسر خواهد شد.
- جهت دیدن بهتر حتماً از نور کافی استفاده نمائید.
المپیاد علوم پایه اول راهنمایی
نمونه سؤالات المپیاد علوم تجربی پایه اول راهنمایی شماره 1
نمونه
سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 2
نمونه
سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 3
نمونه
سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 4
نمونه
سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 5
نمونه سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 6
نمونه سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 7
نمونه سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 8
نمونه سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 9
نمونه سؤالات المپیاد علوم تجربی شماره 10
در کلیترین این طبقه بندی، این مناطق به 3 دسته تقسیم میشوند اما در تقسیم بندی دقیقتر 5 شهر یا نقطه دنیا، زلزلهخیزترین شهرهای جهان محسوب میشوند که در ادامه به آنها اشاره میشود.
کمربند پیرامون اقیانوس آرام
بیش از دو سوم زمین لرزههای جهان در این منطقه با دو سمت شرقی (سواحل غربی قارههای آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی) و غربی اقیانوس آرام (سواحل شرقی روسیه، چین، ژاپن، گینه، استرالیا و زلاند نو) رخ می دهد.
پوسته زمین در گرده ماهی وسط اقیانوس اطلس در حال زایش بوده و عرض اقیانوس اطلس در حال افزایش است. به عکس دو سوی اقیانوس آرام تحت فشار است و سواحل چین و ژاپن و کالیفرنیای آمریکا همواره شاهد زمین لرزههای شدید است.
جالب اینکه در سواحل اقیانوس اطلس کمتر زمین لرزه رخ میدهد. سواحل غربی قارههای اروپا و آفریقا به ندرت زمین لرزههای شدید رخ میدهد. سواحل شرقی آمریکای شمالی و جنوبی نیز آرام و کم خطر است.
کمربند آلپاید یا آلپ – هیمالیا
این منطقه از کوههای آلپ اروپا تا رشته کوههای هیمالیا در شمال هند که تا اندونزی نیز ادامه دارد.
حدود 20 درصد زمین لرزهها، روی این کمربند رخ میدهد. این زمین لرزهها اغلب کم عمق هستند و تلفات جانی و زیانهای مالی زیادی به بار میآورند.
شورهای اندونزی، هند و نپال، افغانستان و پاکستان، ایران، ارمنستان، ترکیه و جنوب ایتالیا روی این کمربند قرار دارند.
کمربند میانی (گرده ماهی وسط) اقیانوس اطلس
حدود 10 درصد زمین لرزهها روی این کمربند رخ میدهد.
کارشناسان از روی ثبت و اندازهگیری 30 هزار زلزله طی سالهای 1961 تا 1967 توانستهاند به طور علمی یک نقشه زلزلهخیزی برای جهان ارائه دهند که کمربندهای لرزه خیز اصلی زمین همراه با عمق کانونی زلزلهها روی نقشه مشخص است.
زلزلههای ایران، افغانستان، پاکستان، ارمنستان و ترکیه معمولا کم عمق هستند و کیفیت پایین ساخت و ساز در این کشورها سبب میشود که تلفات جانی و زیانهای مالی زمین لرزهها در این کشورها بسیار گسترده باشد.
شهرهای زلزلهخیز جهان:
زلزله همیشه بخشی از گذشته لسآنجلس را تشکیل داده است. در سال 1994 زلزلهای بهشدت 7/6 ریشتر منطقه نورثریج این شهر را بهشدت لرزاند و با وارد کردن خساراتی وحشتناک به بزرگراهها جان بیش از 70 نفر را گرفت و خسارتی بالغ بر 20 میلیون دلار به بار آورد.
اما این تعداد در برابر خسارتی که زلزله بعدی در لسآنجلس بهجا خواهد گذاشت کاملا ناچیز است. آخرین زلزله بزرگ با شدت 9/7 ریشتر در این منطقه در سال 1857 رخ داده است.
پس از زلزله نورثریج در این شهر اقدامات ایمنی و ضدزلزله فراوانی صورت گرفته و تجهیزات اورژانسی در این شهر در حد بالایی بهبود پیدا کرده است.
در سال 1923 زلزلهای شدید این شهر را لرزاند و در حدود 150 هزار نفر در اثر آن جان خود را از دست دادند.
با وجود اینکه پس از این زلزله ساختمانها در ژاپن در برابر زلزله مقاومسازی شده و به مقاومترین ساختمانها در جهان تبدیل شدهاند، زلزلهای مشابه سال 1923 که به اعتقاد دانشمندان وقوع آن اجتنابناپذیر است، میتواند در حدود 10 هزار انسان را به کام مرگ بکشاند و در حدود یک تریلیون دلار خسارت مالی وارد کند.
تقریبا تمامی بخشهای ایران روی سطوح زلزلهخیز قرار گرفته و کشور ما از گذشته رنج زلزلههای بسیار شدیدی را تحمل کرده است.
زلزله 8/6 ریشتری بم که این شهر باستانی را با خاک یکسان کرد و جان بیش از 30 هزار انسان را گرفت از جمله این وقایع است.
قوع زلزلهای مشابه زلزله بم برای شهر تهران فاجعهای وحشتناک دربر خواهد داشت. ساختمانهای این شهر متفاوت از ساختمانهای مقاوم شهرهایی مانند توکیو و سانفرانسیسکو، کاملا سست بوده و بسیاری از ساکنان خانههای بتنی غیرمقاوم درصورت وقوع زلزلهای شدید به کام مرگ خواهند رفت.
زمانی وزارت بهداشت اعلام کرده بود که درصورت وقوع زلزلهای 7 ریشتری بیش از 90 درصد از بیمارستانهای تهران نابود خواهد شد.
این شهر بهاندازهای در خطر زلزله قرار دارد که گفتوگوهای متعددی درباره تغییر دادن پایتخت صورت گرفته است.
منطقه حلقه آتش نیمدایرهای که از صفحات زمینی فعال و آتشفشانهای خروشان در کناره اقیانوس آرام برخوردار است، منطقهای است که از نیوزیلند تا شیلی را در بر میگیرد.
این منطقه زلزله خیزترین بخش سیاره زمین است و بر همین اساس متحمل زلزلههای شدید، انفجارهای آتشفشانی و تسونامیهای متعدد شده است.
آخرین تسونامی که در این منطقه رخ داده است در اثر زلزلهای با شدت 3/9 در ساحل شمالی سوماترای اندونزی رخ داده و در حدود 230 هزار کشته بر جا گذاشته است.
اندونزی بهصورت مداوم درمعرض وقوع زلزله قرار دارد که آخرین آن در سپتامبر سال 2009 با شدت 6/7 در حدود هزار کشته بر جا گذاشت.
ساکنان منطقه بارانخیز کاسکادیا (منطقهای در محدوده اورگان تا بریتیش کلمبیای جنوبی) شاید معتقد باشند که زلزله یکی از مشکلات همسایگان آنها در ایالت کالیفرنیاست اما این منطقه درواقع روی یکی از خطرناکترین گسلهای جهان قرار گرفته است.
نکته قابل تامل این است که زلزلههای بزرگ در این منطقه به ندرت رخ میدهد. جدیدترین زلزلهای که در تاریخ این منطقه ثبت شده به سال 1700 تعلق دارد که زلزلهای بسیار قدرتمند (قدرت آن در مقیاس ریشتر برابر 2/9 برآوردمیشود) این منطقه را لرزاند.
رکوردهای زمینشناسی، دوره وقوع زلزلههای شدید در این منطقه را هر 500 سال ثبت کردهاند.
در گزارش یک زلزله با مفاهیمی چون کانون سطحی زلزله، مرکز زلزله و ... مواجه هستیم.
به عبارت دیگر، هر نوع لرزش زمین در اثر عبور امواج لرزهاى موجب زلزله میشود. عامل ایجاد امواج لرزهاى هم آزاد شدن انرژىهاى اندوخته شده در زمین است.
کانون ژرفى یا مرکز زلزله (Hypocenter) یا (Focus): جایى است که در اثر گسیختگى در پوسته زمین امواج لرزه اى آزاد مى شود.
کانون سطحى زلزله (Epicenter): نزدیکترین فاصله مرکز زلزله به سطح زمین است که به طور طبیعى داراى بیشترین شدت لرزش است.
ژرفاى زلزله (Focal Depth): فاصله بین کانون ژرفى زلزله تا سطح زمین است.
فاصله زلزله: فاصله بین مرکز سطحى زلزله تا ایستگاه ثبت زلزله است.
زلزله ها بر اساس ژرفا به چند نوع تقسیم مىشوند:
- زلزلههایی با عمق کمتر از 70 کیلومتر را زلزله کم ژرفا میگویند.
- زلزلههایی با عمق 100 تا 300 کیلومتر، زلزله با ژرفای متوسط نامیده میشود.
- زلزلههاى باژرفاى بیشتر از 300 کیلومتر، زلزله با عمق زیاد نام دارد.
فراوانى دسته لرزه پس از رسیدن به یک حد بیشینه کاهش مىیابد.
اگر نمودار گروه زلزله را در طول زمان رسم کنیم، یک لرزش شاخص و اصلی وجود دارد که بزرگترین لرزش است. در اینجاست که بیشترین انرژى ذخیره شده در محیط به یکباره آزاد مى شود.
پیش لرزه : گاهى پیش از بروز زلزله اصلى , لرزه هایى با بزرگى کمتر از زلزله اصلى به وقوع مى پیوندد که معمولا فراوانى آنها با نزدیک شدن به زمان وقوع لرزه اصلى افزایش مى یابد. زمین لرزه های قبل از لرزش اصلى را پیش لرزه می نامند.
پس لرزه : لرزه هاى خفیفى است که اغلب پس از لرزه اصلى در اطراف کانون زلزله روى می دهند.
گاهی زلزله ای 5 ریشتری به مراتب خرابی بیشتری از یک زلزله 6 ریشتری به دنبال دارد.
واقعیت این است که مقیاس ریشتر، مقیاس دقیق و کاملی در مورد تخمین میزان ویرانگری یک زلزله نیست. ریشتر مقیاسی است که شدت انرژی آزاد شده در کانون زلزله را نشان میدهد.
چارلز ریشتر و بنو گوتنبرگ در سال ۱۹۳۵ رابطهای ارائه کردند که میزان انرژی آزاد شده در کانون زلزله را بر اساس لگاریتم بیشترین مقدار جابهجایی افقی ثبت شده توسط لرزهنگار مشخص میکرد. طبق رابطه ریشتر، گوتنبرگ، اضافه شدن هر یک درجه به بزرگی زلزله، انرژی آزاد شده آن را تقریبا ۳۱٫۶ برابر بیشتر میکند.
اما در اثر وقوع یک زمین لرزه و آزاد شدن انرژی در کانون زلزله، چه میزان انرژی به سطح زمین منتقل می شود و میزان خرابی چه اندازه است؟ فاصله از کانون زلزله، مدت زمان لرزش، نوع امواج زلزله، جنس خاک و عواملی از این دست، در این میان نقش دارند و به همین دلیل خسارتهای وارده در زمین لرزههای دارای درجه ریشتر یکسان، ممکن است بسیار متفاوت باشد. البته طراحی و استقامت سازه ها هم میزان خرابی ناشی از زمین لرزه نقش دارد و در نتیجه ریشتر مقیاس کاملی برای توصیف همه جانبه زمین لرزه نیست.
در دانش و مهندسی لرزه شناسی معیارهای دیگری برای بیان سایر خصوصیات زلزله وجود دارد. از جمله مقیاس مرکالی که 12 درجه دارد و برای بیان مقدار و شدت خسارت زمین لرزه استفاده میشود.
برای کارشناسان این امکان وجود دارد که بزرگی زمین لرزه در مقیاس ریشتر را درست پس از وقوع زمین لرزه و زمانی که امکان مقایسه اطلاعات از ایستگاه های مختلف زلزله نگاری به وجود آمده، معین کنند.
اما درجه مرکالی را نمی توان به این سرعت مشخص کرد و لازم است که محققان زمانی کافی برای بررسی اتفاقاتی که حین زمین لرزه روی داده است، در اختیار داشته باشند. هنگامی که تصویر دقیقی از میزان خسارت های وارده به عمل آمد، می توان درجه مرکالی مناسب را تخمین زد.
دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد سنگها و طبقات درونی زمین دانست. اما موضوع فراتر از اینهاست. بخوانید:
این فشار در حدی است که سنگ گسسته میشود و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. به سطحشکستگیکه توأم با جابجایی است، گسل گفته میشود.
چرا زلزله بوجود میآید؟
به درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود میآید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انرژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود.
بطور کلی پس از اینکه در داخل زمین زلزلهای به وجود آمد و انرژی زمین آزاد شد، این انرژی آزا د شده به صورت امواج ارتعاشی در کلیه جهات منتشر شده و انرژی زلزله را با خود منتقل می کنند.
انواع حرکت گسلها:
گسل عادی: در این حالت شیب سطح گسل در جهت شیب طبقات است.
گسلمعکوس: گسلی است که در آن سطحبالا به طرف بالا حرکت کند. در حالت کلی شیب گسل بیشتر از 45 درجه است.
گسل امتدادی: در این گسلها جابجایی به موازات امتداد گسل است، یعنی لغزش امتدادی غالب بر لغزش شیبی است.
انواع امواج زلزله:
امواج زمینلرزه با توجه به حرکت در داخل یا سطح زمین به دو دسته تقسیم میشوند:
امواج داخلی: دستهای از امواح که در درون زمین و در تمامی جهات حرکت میکنند. امواج داخلی نیز به دو گروه امواج طولی یا اولیه و امواج عرضی یا ثانویه قابل تقسیم هستند.
امواج سطحی: سرعت امواجسطحی از امواجعرضی کمتر است و شدت آن نسبت به عمق و نسبت به فاصله از مرکز به سرعت کاهش مییابد. این امواج در مکان مشترک دو محیط گازی ومایع، در اثر ارتعاشات ناشی از زلزله بوجود میآید.
بیشترین انرژی را دارا بوده و عامل اصلی خرابیهای ناشی از زمین لرزه بخصوص در مناطق مسکونی است. این امواج همیشه در نزدیکی سطح های ناپیوستگی متمرکز می شوند. بدین جهت در محیط های همگن موج های سطحی نخواهیم داشت.
این امواج خود به گروههای مختلفی چون « لا» و «رایلی» تفکیک میشود. حرکت این دو موج بسیار پیچیده و قدرت تخریبی این امواج و موج S بسیار زیادتر از امواج P است.
امواج طولی(P): این امواج باعث کشش ها و انقباض های متوالی درامتداد حرکت موج می شود . سرعت انتشار این امواج زیادتر ازامواج دیگر است و اولین امواجی است که به ایستگاه لرزه نگار میرسد.
امواج تراکمی از همه محیط هایی که توان تحمل فشار را دارند از جمله گازها، جامدات و مایعات عبور می کنند. ذراتی که تحت تاثیر موج P قرار می گیرند در جهت انتشار موج به جلو یا عقب نوسان می کنند.
مثلا هنگامی که بخشی از یک فنر را جمع کرده و به طور ناگهانی رها کنیم، فشردگی تمام طول فنر را طی خواهد کرد تا به انتهای آن برسد. در این مثال فنر در راستای حرکت موج به ارتعاش درآمده است که بسیار شبیه به نحوه انتشار امواج P است.
دلیل نامگذاری این امواج به نام امواج اولیه سرعت بالای آنهاست و اولین موجی که از زلزله احساس می شود امواج P است. این امواج با وجود سرعت بالای بسیار سریع انرژی خود را از دست می دهند و باعث ایجاد خرابی زیادی نمی شو.
امواج برشی (S): این امواج باعث می شود که سنگ خم شود و شکل خود را از دست بدهد. این امواج فقط ازجامدات رد میشود.
تقریباً اثر تخریبی تمام زلزلهها بر اثرامواج برشی است و به این معنیکه وقتی لحظه شکستن سنگ فرا میرسد سنگ شکاف بر میدارد و نقاط مجاور شکاف بطور جانبی نسبت بهم حرکت میکند . در این زمان است که دو نوع موج P و S ایجاد میشود.
امواج لاو (love): حرکت زمین توسط موج لاو، تقریبا شبیه موج S است. طنابی را به دیوار وصل کنید و سر دیگر طناب را در به سمت چپ و راست بصورت قائم حرکت دهید. این حرکت شبیه به حرکت امواج لاو است.
موجهای لاو قدری سریعتر از امواج رایلی حرکت کرده و زودتر بر روی لرزه نگاشت ظاهر میشوند.
امواج رایلی (LR): این امواج به شکلی خاصی حرکت می کنند. بدین ترتیب که حرکت ذرات در امتداد مدارهای دایره ای صورت میگیرد.
مقیاس ریشتر:
مقیاس ریشتر لگاریتمی است. یعنی افزایش یک واحد در مقیاس ریشتر نشان دهنده افزایش ده واحدی در دامنه موج است. مثلا دامنه موج در زلزله 6 ریشتری ده برابر دامنه موج زلزله 5 ریشتری است.
انواع سنگ ها و کانی ها
ژیژس ( گچ )
(فلوئوریت و کلسیت)
(مس)
(توپاز آبی)
(پیریت)
(آزوریت)
(آراگونیت و کلسیت)
گانیت
![]() | This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 640x480 and weights 110KB. |
![]() | This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 506x450 and weights 38KB. |