سخن روز
گاندی :
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم.
من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم.
من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم.
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است
و تو هم به یاد داشته باش:
باشد که این ها رموز بهتر زیستن هستند ...
من نباید چیزى باشم که تو میخواهى، من را خودم از خودم ساختهام.To give a shine to hair
برای درخشندگی مو
Add one teaspoon of vinegar to hair, then wash hair
یک قاشق سرکه به موهای خود زده، سپس آب بکشید.
To get pure and clean ice
برای به دست آوردن یخ پاک و تمیز
Boil water first before freezing
آب را اول بجوشانید.
To make the mirror shine
برای درخشندگی آینه
Clean with spirits
آن را با اسپرایت پاک کنید.
To remove chewing gum from clothes
برای پاک کردن آدامس از روی لباس
Keep the cloth in the freezer for an hour
لباس را به مدت 1 ساعت در فریزر قرار دهید.
For polished to make white clothes
برای جلا بخشیدن به لباس های سفید
Soak white clothes in hot water with a slice of lemon for 10 minutes
لباس را همراه با یک تکه لیمو به مدت 10 دقیقه در آب داغ خیس کنید.
To avoid tears while cutting onions
برای جلوگیری از ریزش اشک هنگام پوست کندن پیاز
Chew gum
آدامس بجوید.
To boil potatoes quickly
برای جوشاندن سریع سیب زمینی
Skin one potato from one side only before boiling
پیش از جوشاندن سیب زمینی را فقط از یک جهت پوست بگیرید.
To boil eggs quickly
برای جوشاندن سریع تخم مرغ
Add salt to the water and boil
به آب آن نمک اضافه کنید.
To check freshness of fish
برای امتحان تازه بودن ماهی
Put it in a bowl of cold water. If the fish floats, its fresh
آن را در یک کاسه آب سرد بگذارید. در صورتی که ماهی شناور شود تازه است.
To check freshness of eggs
برای امتحان تازگی تخم مرغ
Put the egg in water. If it becomes horizontal, its fresh. If it becomes slanting, its 3-4 days old. If it becomes vertical, its 10 days old. If it floats, its stale
آن را در آب بگذارید اگر به صورت افقی قرار گرفت تازه است. اگر به صورت کج قرار گرفت 3-4 روزه است. اگر عمودی قرار گرفت 10 روزه است. اگر شناور شد کهنه است.
To remove ink from clothes
برای پاک کردن اثر جوهر از روی لباس
Put toothpaste on the ink spots generously and let it dry completely, then wash
خمیر دندان را روی لکه جوهر قرار دهید و بگذارید خشک شود سپس بشویید.
Ants to escape
برای فرار مورچه ها
Keep the skin of cucumbers near the place or ant hole
پوست خیار را نزدیک سوراخ مورچهها قرار دهید.
دانشمندانی که جانشان را فدای هدفشان کردند!
هر کدام از ابزارها و دستگاههایی که ما اکنون در زندگی عادی خود از آنها استفاده میکنیم یا به هر شکل ممکن عواملی که در تکنولوژی های فعلی مطرح هستند ثمره تلاشهای بیوقفه دانشمندان و افراد زیادی بودهاند که اگر فداکاری، ریسکپذیری، شهامت و ماجراجویی این افراد نبود شاید ما هیچکدام از این فناوریها و ابزارها را در اختیار نداشتیم.
الیزابت اسکیم
Elizabeth Ascheim
مخترع اشعه ایکس
مدت کوتاهی بعد از مرگ مادر، الیزابت اسکیم با پزشک مادرش (دکتر وولف) ازدواج کرد. از آن زمان، او شیفته اختراع تازه آن هنگام، یعنی اشعه ایکس شد. وی کار قبلیاش را که کتابداری بود رها کرد تا در آزمایشات شوهرش شرکت کند. آنها یک ماشین اشعه ایکس خریدند و نخستین آزمایشگاه اشعه ایکس را در سانفرانسیکو احداث کردند. متأسفانه آنها از عوارض اشعه ایکس آگاه نبودند و خودشان را در آزمایشات در معرض اشعه قرار میدادند و موضوع آزمایشات میشدند. سرانجام الیزابت اسکیم در نتیجه سرطان درگذشت. الیزابت اسکیم اهل ایالت سانفرانسیسکو در امریکا بود.

لوییس اسلوتین
Louis Slotin
واکنش بریلیوم اتمی
وی در پروژه منهتن که هدفش درست کردن نخستین بمب هستهای بود شرکت داشت. در یکی از آزمایشات او به صورت تصادفی ظرفی محتوی بریلیوم را در درون محفظه دیگری رها کرد که باعث یک واکنش خطرناک شد. بقیه دانشمندانی که در اتاق بودند، هاله آبی یونیزاسیون را مشاهده کردند و موجی از گرما را حس کردند. میزان اشعهای که او دریافت کرد، تقریبا به اندازه اشعهای است که در صورت فاصله ۱۵۰۰ متری از یک اتفجار اتمی، نصیب آدم میشود. اسلوتین را بالافاصله به بیمارستان بردند، اما او نه روز بعد درگذشت. لوییس اسلوتین اهل کانادا بود.

اتو لیلینتال
Otto Lilienthal
پیشگام در هوانوردی
او را پادشاه گلایدر میشناختند. لیلینتال، یکی از پیشگامان هوانوردی بود و نخستین انسانی بود که چندین پرواز موفق با گلایدر داشت. عکسهای او در همه روزنامهها و مجلات چاپ میشدند و منجر به این عقیده عمومی میشدند که هوانوردی، امری ممکن خواهد شد. اما در جریان پروازی در سال ۱۸۹۶، ستون مهره او بعد از سقوط از ارتفاع ۱۷ متری شکست. آخرین حرف او این بود که فداکاریهای کوچک باید انجام شوند. اتو لیلینتال اهل آلمان بود.

ماری کوری
Marie Curie
کشف رادیوم
ماری کوری، نیازی به معرفی ندارد. او با همکاری شوهرش پی یر کوری در سال ۱۸۹۸ رادیوم را که یکی از عناصر رادیواکتیو است کشف کردند و بدنبال این کشف، مشغول خواص این عنصر بودند که در ذرات خرد رادیوم اشعه آلفا، اشعه بتا و اشعه گاما مشاهده شد و بعدها متأسفانه مشخص شد که تماس مداوم با این نوع اشعه ها میتواند منتهی به بیماری شود. ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در نتیجه ابتلا به لوسمی درگذشت. ماری کوری متولد ورشو در لهستان بود.

جان گادفری پاری توماس
John Godfrey Parry Thomas
رکورد سرعت در اتومبیلرانی
او یک مهندس و اتومبیلران ولزی بود. آرزوی زندگی او شکستن رکورد سرعت مالکوم کمپل بود. به همین منظور او اتومبیلی به نام "بابز" ساخت. اما در جریان تلاش برای شکست رکورد، یکی از زنجیرهای اتومبیل او پاره شدن و به گردنش برخورد کرد و منجر به مرگ فوری او شد. جان گادفری پاری توماس اهل ایالت ولز در بریتانیا بود.

الکساندر بوگدانف
Alexander Bogdanov
تلاش برای جوانی پایدار
در تلاش برای جوانی همیشگی، او شروع به آزمایشاتی روی انتقال خون کرد. او تزریق خون را روی خودش امتحان کرد و ادعا کرد که طاس شدنش متوقف شده و دید چشمش بهتر شده است. اما او اصلا خونهای اهداکنندهها را آزمایش نمیکرد و در یکی از آزمایشان خون فردی مبتلا به مالاریا و سل را به خودش تزریق کرد و در نتیجه عوارض این تزریق درگذشت! الکساندر بوگدانف متولد روسیه بود.

جان فرانسیس دو روزیه
Jean Francois De Rozier
شوق صعود با بالون
او معلم فیزیک و شیمی بود. وی یکی از کسانی بود که نخستین پرواز بالون را نظاره کرده بود و همین مطلب شوق پرواز را در او ایجاد کرده بود. او نخستین کسی بود که با بالون به ارتفاع ۹۰۰ متری رسید. او کارش را در این مرحله متوقف نکرد و در تلاش بعدی در نظر داشت از فراز کانال انگلیس یا مانش، از انگلیس به فرانسه برود. متأسفانه بعد از اینکه او ۴۵۰ متر اوج گرفت، بالونش منفجر شد و منجر به مرگ وی گردید. جان فرانسیس دو روزیه فرانسوی بود.

کارل اسکیل
Karl Scheele
کشف عناصر شیمیایی
او یک داروساز بود و شخصی بود که عناصر شیمیایی زیادی مثل اکسپژن، کلورین، تنگستن، منگنز و مولیبیدن را کشف کرده بود. اما او عادت عجیبی داشت و آن چیزی نبود جز "چشیدن کشفیاتش"! او گرچه در یک نوبت، بعد از چشیدن سیانید هیدروژن، نمرد! اما دفعه بعد، پس از چشیدن جیوه درگذشت! کارل اسکیل سوئدی بود.

هنری وینستنلی
Henry Winstanley
سازه های فانوس دریایی
او فانوس دریایی معروفی را در ادیستون در بریتانیا احداث کره بود. وی که از استحکام سازهاش مطمئن بود، ترجیح داد که در حین یک طوفان در درون آن بماند. ولی متأسفانه فانوس دریایی او در هم شکست و وینستنلی و ۵ نفر دیگر در این میان کشته شدند. هنری وینستنلی انگلیسی بود.

کارل سوسِک
Karel Soucek
کپسول فرود از آبشار
او کپسولی اختراع کرده بود که طبق ادعای او میتوانست شخصی را به سلامت از آبشار نیاگارا بگذراند! در سال ۱۹۸۵، یک شرکت سرمایهگذاری حاضر شد که به او برای آزمایش کپسول ویژهاش کمک کند. به همین منظور در یکی از مناطق تگزاس آبشاری ۵۵ متری ساخته شد. کپسول او میبایست بعد از فرود درون چاله پایین آبشار مصنوعی میافتاد. اما متأسفانه کپسول به لبه این چاله برخورد کرد و بر اثر صدمات وارده، سوسِک در روز بعد درگذشت! کارل سوسِک متولد چک اسلواکی بود.
آموزش قوانین فیزیک با بازی
فلش ( ۱ )
برای دریافت فایل روی تصویر کلیک کنید .
فلش ( ۲ )
آموزش تقلب در کلاس
هز کسی تونست این بازی را تا آخر بره روش آن را در نطرات بنویسه
البته تا جایی که من خبر دارم شما ( البته نه همتون ) نیازی به آموزش ندارید و
تازه همتون در این رشته استاد هستید .
برای دریافت فایل روی تصویر کلیک کنید .
فلش شماره ( ۳ )
برای دریافت فایل روی تصویر کلیک کنید .
یک نامه ی عجیب
اگه می خواهید به راز نامه پی ببرید
باید نامه را باز کنید
برای دریافت نامه روی پاکت نامه کلیک کنید
هدیه ی جالبی از دوست مرکوری
امیر بختیاری
|
کلاس دوست داشتنی
کلاسی به مساحت ۱۲ متر مربع اما به وسعت قلب همه ی کودکان
برای درک آن بهتره خودتون سری به وبلاگ دوست خوبم آقای واعظی بزنید
http://lovingclass.blogsky.com/

حضرت علی ( َع ) و کودکان
یک روز علی (ع) به زن فقیری برخورد کرد که چند کودک یتیم داشت که از شدت گرسنگی ، گریه می کردند. آن زن با آنها مشغول بازی بود تا خوابشان ببرد. و آتشی در زیر دیگ روشن کرده بود و در داخل دیگ ، مقداری آب ریخته بود که فکر کنند برای آنها غذا می پزد. حضرت به منزل رفت و ظرف خرما و کیسه ای آرد و قدری روغن و نان و برنج به دوش گرفت و به سوی خانه ی آن زن رفت . قنبر خواهش کرد که آن وسائل را او حمل کند ؛ اما آن حضرت راضی نشد. چون به منزل آن زن رسید ، اجازه خواست و داخل شد . قدری برنج و روغن در داخل دیگ ریخت چون پخته شد ، برای بچه ها حاضر کرد و به آنها خورانید تا سیر شدند. بعد برخاست و با دست و پا میان خانه راه می رفت و «بع بع» می کرد و آن کودکان می خندیدند. سپس از خانه خارج شد. قنبر گفت : «امروز چیز عجیبی مشاهده کردم و شما و دست و پایتان را زمین گذاشته بودید و بع بع می کردید». فرمود : «وقتی که وارد خانه شدم . اطفال را گرسنه و گریان دیدم. خواستم وقت بیرون رفتن آنها را خندان ببینم».
جواب حضرت علی به سوال علم بهتر است یا ثروت
|
جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
-علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.
در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همانطور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
-اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:
-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست.
- در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،
-و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش مینشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
-حضرتعلی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.
-نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
-حضرت علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند.
-با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم میخواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد. همهمهای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را میپرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی و گاهی به تازهواردها دوخته میشد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
-امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد. مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آنگاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشدهایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آنوقت در میان مردم رسوا میشود و ما به مقصود خود میرسیم! مردی که آن طرفتر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آنوقت این ما هستیم که رسوای مردم شدهایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفتههای پیامبر را به مردم ثابت کنیم.
-در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،
-که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمیگفت. همه از پاسخهای امام شگفتزده شده بودند که…
-نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود.
نگاههای متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را میکشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبهرو چشم دوخت. مردم که فکر نمیکردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاههای متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضعاند.
سه بنا
در دامنه کوهی ، سه بنا زندگی میکردند .کار آنها تراشیدن سنگ هایی بود که از کوه ها استخراج می کردند .
وقتی از اولین بنا پرسیدند : چه کار میکنی ؟" در پاسخ گفت : "سنگ می تراشم " وقتی همین سوال را از دومین بنا شد ، گفت : " سنگ میتراشم تا دیوار بسازم !" و وقتی این پرسش از سومین بنا نیز شد ، هیجان زده پاسخ داد : " قصر بزرگی می سازم که در بالای این کوه قرار خواهد گرفت و همه این سنگها برای ساختن پایه های نیرومند قصر هستند . بعدا سنگ های کوچک تری برای ساخت دیوارهای عظیم و محکم قصر و سر در وازه های آن خواهم تراشید ،طرحهای زیبایی بر روی سنگها خواهم تراشید ، سپس ...."
با هدفی بزرگ به آیننده بنگرید ، تا کار بزرگی در وجود شما شکل گیرد !
بدانید دقیقا چه میخواهد ، آرزوها و هدفهای دقیق به تحقق آن کمک می کند
