ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
قبل از اینکه دیر بشه قدر چیز هایی که داری را بدون
ساعت آخر بود، دخترک گوشه کلاس تنها و آرام نشسته و به چهره مهربان معلم ؛چشم دوخته بود .
یکی از بچه ها می خواست چیزی بخورد که معلم می فهمد. با مهربانی می گوید : بچّه هازنگ آخره! اگه سر کلاس چیزی بخورین نمی تونین توی خونه غذای خوشمزه مامانتون رو بخورین!
چند نفر با خنده و شوخی می گویند اگه غذا نداشتیم چی؟
دخترک در گوشه کلاس آرام زمزمه می کند: اگه مامان نداشتیم چی ... ؟!!!
خیلی خیلی قشنگ بود من دیگه قدر چیزایی رو که دارم میدونم
مخصوصا مادر
خییییییییییلی قشنگ بود با اجازه گذاشتم تو وبم
راستی قالب جدیدتون مبارک
پاسخ در وبلاگ شما
خیلی قشنگبود من از این به بعد قدر چیزهاییکه خدا به من داده رو میدونم مثل پدرو مادریامعلمی به خوبی شما


محصوصا مادر
ممنون از لطفتون
ولی امیدوارم بتونم یه روز عصر بیام. راستی شما چه روزایی رسالت کلاس دارین؟؟دلم برای کلاس های پنج شنبه سال پنجممون و آزمایش های انفجاریمون تنگ شده.راستی بستنی 100 غلط املایی پارسالتون رو هم ندادین
حتما در اولین فرصت سعی می کنم یکی از داستان هام رو بذارم
من یکبار اومدم رسالت ولی شما را زیارت نکردم .متاسفانه من هر روز عصر غیر از روزای چهارشنبه کلاس دارم
موفق باشین
لازم نیست به زحمت بیفتید می دونم چقدر سرتون شلوغه
بستنی هم طلبتون انشاالله فصل گرم