sutern rings

sutern rings

در جستجوی دانش
sutern rings

sutern rings

در جستجوی دانش

یک شاهکار موسیقی


سیقی متن فیلم حکومت نظامی.شاهکار میکیس تیودوریوس

  01:07     04:26 


زرتشت

همیشه اشتباهات مردم را ببخش 
نه به خاطر این‌که آن‌ها سزاوار بخشش‌اند
بلکه تو سزاوار آرامش هستی.

                                                    

 

تو کز محنت دیگران بیغمی

تو کز محنت دیگران بیغمی 



معلم چو آمد، به ناگه کلاس؛

چوشهری فروخفته خاموش شد
سخن های ناگفته در مغزها
به لب نارسیده فراموش شد

معلم ز کار مداوم مدام
غضبناک و فرسوده و خسته بود
جوان بود و در عنفوان در شباب
جوانی از او رخت بر بسته بود

سکوت کلاس غم آلود را
صدای رسای معلم شکست
زجا احمدک جست و بند دلش
از این بی خبر بانگ ناگه گسست

«بیا احمدک درس دیروز را
بخوان تا بدانم که سعدی چه گفت»
ولی احمدک درس ناخوانده بود
به جز آنچه دیروز از وی شنفت

عرق چون شتابان سرشک ستم
خطوط خجالت به رویش نگاشت
لباس پر از وصله و ژنده اش
به روی تن لاغرش لرزه داشت

زبانش به لکنت بیفتاد و گفت
«بنی آدم اعضای یکدیگرند»
وجودش به یکباره فریاد کرد
«که در آفرینش ز یک گوهرند»

در اقلیم ما رنج بر مردمان
زبان و دلش گفت بی اختیار
«چو عضوی به درد آورد روزگار»
«دگر عضوها را نماند قرار»

"تو کز…، تو کز…" وای یادش نبود
جهان پیش چشمش سیه پوش شد
نگاهی ز سنگینی از روی شرم
به پایین بیفکند و خاموش شد

در اعماق مغزش به جز درد و رنج
نمی کرد پیدا کلامی دگر
در آن عمر کوتاه او خاطرش
نمی داد جز آن پیامی دگر

ز چشم معلم شراری جهید
نماینده آتش خشم او
درونش پر از نفرت و کینه گشت
غضب می درخشید در چشم او

«چرا احمدِ کودنِ بی شعور،»
معلم بگفتا به لحنی گران
«نخواندی چنین درس آسان بگو»
«مگر چیست فرق تو با دیگران؟»

عرق از جبین، احمدک پاک کرد
خدایا چه می گوید آموزگار
نمی داند آیا که در این دیار
بود فرق مابین دار و ندار؟

چه گوید؟ بگوید حقایق بلند؟
به شرحی که از چشم خود بیم داشت
بگوید که فرق است مابین او
و آنکس که بی حد زر و سیم داشت؟

به آهستگی احمد بی نوا
چنین زیر لب گفت با قلب چاک
«که آنان به دامان مادر خوشند
و من بی وجودش نهم سر به خاک

به آنها جز از روی مهر و خوشی
نگفته کسی تاکنون یک سخن
ندارند کاری به جز خورد و خواب
به مال پدر تکیه دارند و من

من از روی اجبار و از ترس مرگ
کشیدم از آن درس بگذشته دست
کنم با پدر پینه دوزی و کار
ببین دست پر پینه ام شاهد است»

سخن های او را معلم برید
هنوز او سخن های بسیار داشت
دلی از ستم کاری ظالمان
نژند و ستمدیده و زار داشت ؟

معلم بکوبید پا بر زمین
و این پیک قلب پر از کینه است
«به من چه که مادر ز کف داده ای ؟»
«به من چه که دستت پر از پینه است ؟!»

رود یک نفر پیش ناظم که او
به همراه خود یک فلک آورد
نماید پر از پینه پاهای او
ز چوبی که بهر کتک آورد !

دل احمد آزرده و ریش گشت
چو او این سخن از معلم شنفت
ز چشمان او کورسویی جهید
به یاد آمدش شعر سعدی و گفت :

ببین، یادم آمد، دمی صبر کن
تامــل، خــدا را، تامــل، دمـی ...
«"تو کز محنت دیگران بی غمی»
«نشاید که نامت نهند آدمی!»

راه حل مشکل 


یه شب سه نفر اشتباهى دستگیر میشن و در نهایت ناباورى به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم میشن....
نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه: من توی دانشگاه، رشته خداشناسی خوندم و به قدرت بی‌پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه ....
کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته ....
به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن ...


نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....
به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ...
کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ...
به بی‌گناهی اون هم اعتقاد میارن و آزادش میکنن ....


نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه، رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی
خوب بقیه داستان هم مشخصه، مسوولین زندان مشکل رو میفهمن و موفق به اعدام فرد میشن....
نتیجه: لازم نیست همه جا راه حل مشکلات رو عنوان کنید

 


کدام زودتر می رسند 


فریدون و بهروز می‌خواستند به تجریش بروند و داشتند بررسی می‌کردند که چگونه می‌توانند سریعتر به آنجا برسند. فریدون می‌خواست که مترو سوار شود ولی بهروز به او گفت که مترو فقط تا نیمه راه می‌رود و بعد باید بقیه راه را پیاده رفت. بهروز گفت که سریعترین راه برای رفتن به تجریش با دوچرخه است ولی فریدون قبول نکرد و هنوز هم اعتقاد داشت که با مترو سریعتر به مقصد می‌‌رسد. بنابراین فریدون سوار مترو شد و بهروز با دوچرخه راه افتاد. سرعت مترو چهار برابر بیشتر از سرعت دوچرخه بود و سرعت دوچرخه هم دو برابر سرعت پیاده‌روی فریدون بود. کدام یک زودتر به مقصد می‌رسند؟ 

بادکنک خودت را پیدا کن



بادکنک خودت را پیدا کن 

سمیناری برگزار شد و
پنجاه نفر در آن حضور یافتند.
سخنران به سخن گفتن مشغول بود و
ناگاه سکوت کرد و به هر یک از
حاضرین بادکنکی داد و تقاضا
کرد با ماژیک روی آن اسم خود را
بنویسند. 
 بعد، آن‌ها
را جمع کرد و در اطاقی دیگر
نهاد.
حال، از حاضرین خواست که به اطاق دیگر
بروند و هر یک بادکنکی را که نامش
روی آن بود بیابد.  همه باید ظرف
پنج دقیقه بادکنک خود را
بیابند. همه دیوانه‌وار به
جستجو پرداختند،
یکدیگر  را هُل می‌دادند، به
یکدیگر برخورد میکردند و هرج و
مرجی راه انداخته بودند که حدّی
نداشت.
 
مهلت به
پایان رسید و هیچکس نتوانست
بادکنک خود را بیابد.  
بعد، از
همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را
اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد
که نامش روی آن نوشته شده است.
در کمتر از پنج دقیقه همه به
بادکنک خود دست یافتند.
 
 
سخنران
ادامه داده گفت، «همین اتّفاق
در زندگی ما می‌افتد. همه
دیوانه‌وار و آسیمه‌سر در جستجوی
سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ
می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما
در کجا واقع شده است.
سعادت ما در
سعادت و مسرّت دیگران است. به یک
دست سعادت آن‌ها را به آن‌ها بدهید و
سعادت خود را از دست دیگر بگیرید.
این است هدف زندگی انسان.

میکروسکوپ مجازی


میکروسکوپ مجاریکروسکوپ مجازی

هماننطور که از تیتر این مطلب پیداست اگر تا به حال با یک میکروسکوپ کار نکرده اید حالا به لطف این برنامه میتوانید آنرا تجربه کنید . برای ورود به این میکروسکوپ مجازی بر روی تصویر زیر و یا اینجا کلیک کنید .



برای مشاهده ی این میکروسکوپ به Flash Player 11 نیاز دارید .

بعد از باز شدن صفحه ابتدا کلید پایین میکروسکوپ را روشن کنید . روی یک نمونه ی لام از قسمت بالای صفحه کلیک کنید . سپس پیچ های حرکت طولی و عرضی را با کلیک کردن روی فلش آنها بچرخانید تا قسمت رنگی نمونه، کاملا در وسط صفحه پلاتین و روی دریچه خروج نور قرار گیرد. بعدا پیچ های پایین که  برای تنظیم فوکوس ( وضوح تصویر ) است را بچرخانید تا جایی که گزینه مربوطه در جدول سمت چپ ، تیک بخورد. سپس با چرخاندن عدسی های شیئی ،  عدسی شماره 4 را روبروی نمونه قرار دهید. بعددسته دیافراگم را حرکت دهید تا گزینه آن در جدول تیک بخورد. مقدار نور لامپ را هم با چرخاندن کلید دایره ای پایین میکروسکوپ تنظیم کنید. حالا که اکثر گزینه های جدول تیک سبز دارد برای مشاهده تصویر، روی کلید switch views در بالای جدول کلیک کنید. .اکنون عدسی های چشمی را به سمت افقی حرکت دهید تا دو دایره بر هم منطبق شوند.با چرخاندن ملایم پیچ های تنظیم می توانید تصویر را پیدا کنید. عدسی های شیئی را تغییر دهید تا تصویر را بزرگتر ببینید. با زدن دوباره کلید switch viewsمی توانید به صفحه قبل برگردید. و نمونه دیگری امتحان کنید. در صفحه اول در جدول سمت راست روی هر گزینه کلیک کنید طرز کار آن قسمت را با زبان انگلیسی به شما راهنمایی می کند. چند بار تمرین کنید تا کاملا یاد بگیرید.

امیدوارم از این میکروسکوپ خوشتون بیاد.

 

 


سخن هفته

سخن هفته 



ما نمی توانیم چیزی را به کسی یاد بدهیم .فقط می توانیم به او کمک کنیم تا آن را در


درون خود کشف کند. 


گالیله


داستان آونگ

داستان آونگ

درون کلیسای جامع پیزا، ایتالیا، در بامداد یکی از یکشنبه‌های سال 1581، جماعت زانو بر زمین به نیایش مشغول بودند. کلمات آن‌ها که زیرلبی و نجواگونه ادا می‌شد، تنها اصواتی بود که در آن تالار مرتفع و آراسته به زینت‌های فراوان شنیده می‌شد. فضای تالار تاریک بود چرا که از سرزدن خورشید اندک زمانی بیش نمی‌گذشت. فقط اندکی روشنایی روز از پنجره‌های باریک می‌گذشت و بر سرهای خمیده‌ی نمازگزاران می‌تابید


راهبی این سو و آن سو می‌رفت و در سکوت، شمع‌ها را می‌افروخت. با تماس هر فتیله با شلعه‌ی مشعل وی، شعله‌ی دیگری سر می‌کشید و نقش‌هایی لرزان بر دیوارهای تاریک می‌افتاد. راهب، وقتی به جار بزرگی که از سقف قاببند آویخته بود، نزدیک شد، دست دراز کرد و آن را با دیرک بلندی به سوی خود کشید. همین که چراغ را افروخت، آن را رها کرد و جار حرکت نوسانی آزادانه‌ای را به جلو و عقب آغاز کرد که تابندگی آن بر کف سنگ‌فرش مانند آفتابی زودگذر دامن می‌کشید

مرد جوانی با موهای سرخ‌رنگ و چشمان آبی در حالی که متوجه نور متحرک شده بود، سربلند کرد و نگاهی به چراغ انداخت.او ابتدا به حرکات چراع با بی‌اعتنایی می‌نگریست اما ناگهان با هیجانی فزاینده به آن خیره شد؛ در حالی که دامنه‌ی نوسان جار به تدریج کاهش می‌یافت، رشته‌ی افکار او دور دست‌ها را می‌پیمود. وی به‌زودی مسحور و مبهوت حرکت جار شد و حالا دیگر به دعاخوانی کشیش، گردش بخوردان یا طنین ناقوس برنجی، توجهی نداشت. هم‌چنان که نگاه خیره‌اش را به حرکت جار دوخته بود، هزاران پرسش به ذهنش هجوم آورده بودند

 


او متوجه شده بود که وقتی جار برای اولین بار به نوسان درآمد، به سرعت تاریکی را در نوردید و هر نوسان آن، به جلو و عقب، فاصله‌ی بزرگی را دربر می‌گرفت. آن‌گاه این فاصله به تدریج کاهش می‌یافت و به نحو شگفتی سرعت جار نیز کم‌تر به‌نظر می‌رسید

مرد جوان از این که حرکت نوسانی جار به راستی کند می‌شد، در شگفت ماند. احتمالاً زمان هر نوسان کامل- چه دامنه‌اش زیاد بود و چه کم- همواره یکسان بود. تنها راهی که آن جوان را نسبت به کشف خود مطمئن می‌کرد، زمان‌گیری نوسان‌ها بود. وی زمان‌شمار نداشت اما از روی غریزه با یک دستش مچ دست دیگرش را گرفت و ضربان منظم نبض خود را با زمان یک رفت و برگشت جا ربه جلو و عقب در مسیر کمان‌هایی که هر لحظه کوتاه‌تر می‌شدند، مقایسه کرد. با اطلاعی که از تعداد ضربان‌های نبض خود در ثانیه داشت، توانست تعیین کند که زمان همه‌ی نوسان‌ها یکسان است


مراسم نیایش پایان یافت. این جوان که نامش گالیله بود و در آن زمان فقط هفده سال داشت، به سایر نمازگزاران که از کلیسا خارج می‌شدند، پیوست. به دانشگاه پیزا برگشت. به اصرار پدرش در آن‌جا درس طب خواند. وقتی به اتاقش بازگشت، با به یاد آوردن آن‌چه در کلیسا دیده بود، دست به یک رشته آزمایش زد. وزنه‌ی سنگینی را به انتهای یک ریسمان بست و آونگ ساده‌ای درست کرد. آن‌گاه آونگ را به نوسان درآورد و زمان هر نوسان را برحسب ضربان نبض خود اندازه گرفت. این عمل را بارها تکرار کرد تا آن که اطمینان یافت که فرضیه‌اش درست است. به واقع سرعت نوسان آونگ فرق می‌کرد، دامنه‌ی نوسان آونگ نیز به‌تدریج کوتاه‌تر می‌شد اما زمان هر نوسان ثابت می‌ماند


گالیله چیزی را کشف کرده بود که امروز قانون آونگ ساده می‌نامیم: دامنه‌ی نوسان آونگ ممکن است طولانی یا کوتاه باشد اما تا هنگامی که نوسان می‌کند، زمان نوسانش همواره یکسان است. تنها راه تغییر زمان هر نوسان آونگ این است که طول خود آونگ را تغییر دهیم


گالیه‌ی جوان که تقریباً آه در بساط نداشت، از کشف خود برای کسب اندکی پول سود جست. وی نوعی ابزار زمان‌سنجی درست کرد تا به پزشکان پیزا بفروشد. این وسیله عبارت بود از یک آونگ ریسمانی ساده با طول متغیر. پزشک می‌توانست طول آونگ را طوری تنظیم کند که نوسانش با آهنگ ضربان نبض بیمار منطبق شود. آن‌گاه روز بعد، وقتی پزشک بازهم نبض بیمار را در انطباق با نوسان آونگ اندازه می‌گرفت، می‌توانست آن را با ضربان نبض بیمار در روز قبل مقایسه کند و توضیح دقیقی از چگونگی اوضاع و احوال بیمارش ارائه دهد.

بر اثر کشف اصل آونگ به وسیله‌ی گالیله، مفهوم کاملاً جدید برای طراحی زمان‌شمارها به‌وجود آمد اما مهم‌تر از خود این کشف، روش رسیدن به آن بود و این همان روشی است که امروزه به آن روش علمی می‌گویند

مرجع :کتاب جهان گالیله و نیوتون ، نویسنده ویلیام بیکسبی ،ترجمه ی بهرام معلمی ، نشر علمی فرهنگی

درباره ی واژه ی آونگ

پانزده عادت آسیب ‌رسان به کلیه‌ های انسان




پانزده عادت آسیب ‌رسان به کلیه‌ های انسان
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا می‌دانستید فقط با ۲۰٪ کارکرد کلیه‌ هایتان هم می‌توانید زندگی طبیعی داشته باشید؟ به همین دلیل ممکن است برای مدتی طولانی متوجه تخریب تدریجی کلیه‌ هایتان نشوید. گاهی‌ اوقات حتی عادت‌های بسیار متداول می‌تواند موجب آسیب رسیدن به کلیه‌ هایتان شود و ممکن است وقتی مشکل تشخیص داده شود، دیگر خیلی دیر شده باشد.

کلیه‌های ما عضوی فوق‌العاده هستند. آنها هورمون ترشح کرده، خون را تصفیه کرده، موادمعدنی را جذب کرده، تولید ادرار کرده و توازن اسیدی قلیایی بدن را حفظ می‌کند. زندگی کردن بدون کلیه‌ها ممکن نیست و چینی‌ها آن را خاستگاه انرژی حیاتی بدن می‌دانند. مراقبت از کلیه‌ها هم‌ردیف مراقبت از سلامت عمومی بدنتان است. اگر می‌خواهید در تمام طول عمرُ کلیه‌هایتان به خوبی برایتان کار کنند به مواردی که در زیر تحت عنوان عادت‌های مضر به آن اشاره شده توجه کنید:
1. عادت مصرف نوشابه: طبق تحقیقی که روی کارمندان دانشگاه اوساکا در ژاپن انجام گرفت، مشخص شد که نوشیدن دو یا بیشتر نوشابه در روز (چه رژیمی و چه عادی) می‌تواند با بالا رفتن احتمال بروز بیماری‌های کلیوی در ارتباط باشد. این تحقیق روی ۱۲۰۰۰ کارمند انجام گرفته و میزان پروتئین یافت‌شده در ادرار آنهایی که میزان بالایی نوشابه در روز مصرف می‌کردند، بالاتر بود. وجود پروتئین در ادرار یکی از نشانه‌های اولیه تخریب کلیه‌هاست اما اگر در این مرحله تشخیص داده شود، می‌توان از آن پیشگیری کرد.
2. عادت به سیگار کشیدن: سیگار کشیدن با بیماری آترواسکلروز (تصلب شراین) در ارتباط است. باریک و سخت شدن رگ‌های خونی بر تامین خون برای اندام‌های حیاتی بدن ازجمله کلیه‌ها اثر می‌گذارد. طبق یک تحقیق کشیدن دو سیگار در روز برای دوبرابر کردن سلول‌های اندوتلیال موجود در خون کافی است. این یک هشدار برای تخریب رگ‌هاست. تحقیقات بسیار زیادی کشیدن سیگار را با مشکلات کلیوی مرتبط دانسته‌اند.
3. کمبود ویتامین B6: دنبال کردن یک رژیم‌غذایی سالم برای سلامت عملکرد کلیه‌ها خیلی مهم است. براساس تحقیقاتی که در مرکز پزشکی دانشگاه مری‌لند انجام گرفته است، کمبود ویتامین B6 خطر ابتلا به سنگ‌کلیه را بالا می‌برد. برای عملکرد خوب کلیه‌ها باید در روز حداقل 1.3 میلی‌گرم ویتامین B6 مصرف کنید. غنی‌ترین منابع این ویتامین ماهی، نخود، جگر، سیب‌زمینی و سبزیجات نشاسته‌دار و میوه‌ها غیر از مرکبات هستند.
4. ورزش نکردن: ورزش یک راه عالی دیگر برای محافظت از کلیه‌هایتان است. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۳ انجام گرفت مشخص شد که زنانی که بعد از یائسگی ورزش می‌کردند تا ۳۱٪ کمتر به سنگ‌کلیه مبتلا شدند. به طور کل حفظ وزن سالم احتمال سنگ‌کلیه را کاهش می‌دهد.
5. کمبود منیزیم: اگر به اندازه کافی به بدنتان منیزیم نرسانید، کلسیم به درستی در بدن جذب نشده و در جایی انباشته می‌شود که این می‌تواند منجر به اضافه‌بار کلسیم و ایجاد سنگ کلیه شود. برای جلوگیری از بروز این مشکل، از سبزیجات، حبوبات، دانه‌ها و آجیل استفاده کنید. آوکادو نیز منبعی بسیار عالی از منیزیم است.
6. اختلال خواب: همه ما یک خواب خوب در شب را دوست داریم. کلیه‌هایمان هم همینطور. اختلالات خواب مزمن می‌تواند منجر به بیماری‌های کلیوی شود. باید بدانید که بافت کلیه‌ها در طول شب تجدید می‌شوند و به همین دلیل اختلال خواب می‌تواند به طور مستقیم به آنها آسیب برساند.
7. ننوشیدن آب کافی: کلیه‌ها برای اینکه بتوانند به درستی عمل کنند، باید به آنها آب برسد. اگر به اندازه کافی آب ننوشید، سموم در خونتان جمع می‌شود زیرا مایعات کافی برای بیرون کشیدن آنها از طریق کلیه‌ها وجود ندارد. توصیه می‌شود که در روز حداقل ۱۲ لیوان آب بنوشید. چک کردن رنگ ادرار روش خوبی برای تشخیص کم‌آب شدن بدن است.
8. خالی نکردن به‌موقع مثانه: وقتی احساس می‌کنید باید به دستشویی بروید، معطل نکنید. نگه داشتن ادرار در مثانه اصلاً کار درستی نیست چون اگر به طور منظم ادامه پیدا کند، می‌تواند فشار وارد بر کلیه‌ها را زیاد کرده و موجب نارسایی کلیه شود.
9. مصرف بالای سدیم: نمک برای بدن حیاتی است اما باید مصرف آن را محدود کنید. مصرف زیاد سدیم می‌تواند فشارخونتان را بالا برده و فشار زیادی به کلیه‌هایتان وارد کند. نباید در روز بیشتر از 5.8 گرم نمک مصرف کنید.
10. مصرف زیاد کافئین: معمولاً خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم در روز کافئین مصرف می‌کنیم. در بسیاری از نوشیدنی‌ها و سوداها کافئین وجود دارد و قبل از اینکه بدانید فشارخونتان بالا رفته و کلیه‌هایتان شروع به شکایت می‌کنند.
11. سوء‌مصرف داروهای مُسکِن: معمولاً خیلی زود به سراغ مسکن‌ها می‌رویم، آن هم به میزان بالا و در زمان نامناسب. وقتی درد دارید، ساده‌ترین فکر این است که یک مسکن بخورید اما بهتر است کمی بیشتر فکر کنید. همه داروها عوارض‌جانبی دارند و خیلی از آنها به کلیه‌ها آسیب می‌رسانند. بااینحال مصرف بعضی داروها برایتان لازم است که بهتر است به مورد بعد رجوع کنید.
12. مصرف نامنظم داروها: فشارخون بالا و دیابت نوع ۲ دو مشکل متداول هستند که معمولاً در اثر سبک‌زندگی و رژیم‌غذایی بد ایجاد می‌شود. اگر به آن مبتلا هستید، مراقب آسیبی که می‌توانند به کلیه‌هایتان برسانند باشید و از اعضای بدنتان با مصرف به‌موقع داروهای تجویزشده برایتان، محافظت کنید.
13. مصرف زیاد پروتئین: براساس تحقیق دانشگاه هاروارد، بالا بودن میزان پروتئین در برنامه‌غذایی، می‌تواند به کلیه‌ها ضرر برساند. آمونیا یکی از محصولات فرعی است که در اثر هضم پروتئین در بدن تولید می‌شود. سمی که کلیه‌های پُرکارتان باید آن را خنثی کنند. هرچه مصرف پروتئین شما بیشتر باشد، فشار بیشتری به کلیه‌ها وارد شده و این مسئله به مرور زمان موجب ضعف عملکرد آنها می‌شود.
14. عدم رسیدگی به‌موقع به بیماری‌ها و عفونت‌ها: همه ما خیلی اوقات بیماری‌های کوچکی مثل سرماخوردگی و آنفولانزا را نادیده می‌گیریم اما این می‌تواند به کلیه‌هایمان آسیب برساند. تحقیقات نشان داده است که کسانیکه به خوبی از خود مراقبت نکرده و استراحت کافی برای درمان بیماری‌هایشان ندارند، دچار مشکلات کلیوی می‌شوند. 
15. سوء‌مصرف نوشیدنی‌های الکلی: سموم موجود در الکل نه‌تنها به کبدتان آسیب می‌رساند، بلکه روی کلیه‌هایتان نیز اثر منفی دارد. یک راه برای جلوگیری از بیماری‌های کلیوی، مصرف نکردن نوشیدنی‌های الکلی است.