ماجرای یک هدیه استثنایی
یا محبت کردن خیلی آسان است
ماجرا از آنجایی آغاز شد که یکی از دانش آموزان جعبه ای دست ساز خودش را به من داد و گفت این برای شماست ولی به کسی نشان ندهید .
سریع خودم را به دفتر رساندم تا آن را باز کنم و ببینم داخل آن چیست . اصلا از آریا انتظار چنین کاری را نداشتم
داخل جعبه چی میتونه باشه برایم خیلی مهم بود که زود تر بدونم در حالی که مشغول باز کردن هدیه ی بودم تمام اتفاقاتی که در آن هفته بین من و آریا افتاده بود از ذهنم می گذشت .
می دونستم که خیلی از دستم ناراحت است چون چند بار بهش در مورد اتفاقاتی که اخیرا رخ داده بود تذکر داده بودم و می دانید که هیچ کس از نصیحت خوشش نمی آید .
دیگه جعبه باز شده بود و حالا می تونستم ببینم داخل جعبه چیست یک نامه بود که روی آن نوشته شده بود
برای مستر آل داود
نامه چند تا شده بود هر تای آن را که باز می کردم فکر و خیال های عجیبی به سرم میزد
یعنی من این قدر او را ناراحت کردم که برایم نامه نوشته است ؟
آخرین تای نامه باز شد
آن چه داخل آن کاغذ بود با آنچه در تصورات من بود کاملا تفاوت داشت .

من واقعا آریا را دوست دارم و از نظر من پسری مهربان و دوست داشتنی است اما گاهی لازم است تذکر هایی داد .
فهمیدم که آریا کاملا حرف های من را درک کرده و به بهترین صورت پیام محبت آمیز خودش را به من داده بود
او با دستان مهربانش تصویری دوست داشتنی از من کشیده بود
به راستمی چقدر محبت کردن آسان است و ما به راحتی آن را از یکدیگر دریغ می کنیم
این هدیه سومین هدیه ی زیبایی است که تا کنون دریافت کرده ام
آریا جان متشکرم

تصویری که آریا از من کشیده است
المپیاد هوش و خلاقیت ریاضی شماره 1
بنا بر تقاضای اکثر دانش آموزان با توجه به این که آزمون سال قبل بر اساس هوش و خلاقیت طرح شده بود از مرکوری درخواست شد تا با قرار دادن آزمون های مشابه به دانش پژو هان در این زمینه کمک شود
مرکوری این تقاضا را پذیرفت و از این هفته آزمون هایی را بر اساس المپیاد های برگزار شده در سراسر جهان در وبلاگ قرار می دهد .
لازم به ذکر است برای این که دانش پژو هان به مدت یک هفته وقت داشته باشند در باره ی پاسخ مسئله ها تفکر کنند پاسخ نامه در هفته ی بعد منتشر می شود
با تشکر از همه ی دوستان مرکوری

المپیاد هوش و خلاقیت ریاضی شماره 1
|
دست سازه های دانش پژوهان جوان 2


ماشین موشکی
طراحی و ساخت آقای مهیار


ماشین گازی
طراحی و ساخت
آقای نفیسی


به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم شما چطور میفهمید که یک
بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک
سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار
پنجره باشد؟
معرفی یک دانش آموز دانشمند و زیست شناس
آقای اخوان دانش آموز پژوهنده و زیست شناس
مسئول آموزش کار با میکروسکوپ
با صبر و حوصله به دانش آموزانی که تمایل دارند اطلاعات بیشتری در باره دنیای میکروسکوپی به دست بیاورند آموزش میدهد .
