معمای ظرف آب
معما:
یک ظرف به گنجایش 9 (نه) لیتر و یک ظرف دیگر به گنجایش 4 (چهار) لیتر داریم. چگونه می توان دقیقاً 6 (شش) لیتر آب در ظرفی که 9 (نه) لیتر گنجایش دارد بریزیم؟
معمای دهقان و گوسفندان
معما:
دهقانی تعدادی گوسفند برای فروش به شهر برد ...
نصف آنها را به اضافه نیم گوسفند به یک نفر فروخت
نصف به اضافه نیم از گوسفند های باقی مانده را به نفر دوم فروخت
و نصف به اضافه نیم از گوسفند های موجود را نیز به نفر سوم فروخت
و با 3 سه گوسفند که باقی مانده بود به ده برگشت ...
او چند گوسفند به شهر برده بود؟
معمای
تعداد طبقات ساختمان
اداری
معما:
یک ساختمان اداری چند طبقه در نظر بگیرید ...
شخصی در طبقه وسط کار میکند ، او 3 سه طبقه بالا رفته سپس 5 پنج طبقه پایین می آید. مجددا 6 شش طبقه بالا رفته و در آخر 10 ده طبقه پایین آمده و از در خروج که در طبقه اول است خارج می شود ...
به نظر شما این ساختمان اداری چند طبقه دارد؟
معما ی ریاضی
1- سازمان اداری شرکتی عبارت است از : مدیر ، دستیار مدیر ، صندوقدار ، تحویلدار ، راهنمای مشتری و تند نویس . نام کارکنان این شرکت به ترتیب الفبایی عبارت است از : آقای اوشاونسی ، آقای براون ، خانم جانسن ، آقای کاون ، دوشیزه گوردن و دوشیزه لئونارد .
1) دستیار مدیر مرد و نوه ی مدیر است .
2) صندوقدار داماد تندنویس است .
3) تحویلدار ناخواهری دوشیزه گوردن است .
4) آقای براون مجرد است .
5) آقای کاون 25 ساله است .
6) آقای اوشاونسی همسایه ی مدیر است .
نام صندوقدار چیست ؟
2 - در روستای احمد آباد ، غلامحسین خان بیشترین تعداد گوسفند را در بین اهالی روستا دارد . در ضمن می دانیم تعداد گوسفندان هیچ دو نفری با هم برابر نیست و تعداد افراد روستا از تعداد گوسفندان غلامحسین خان بیشتر است . تعداد گوسفندان قلی ، فقط از تعداد گوسفندان کامبیز بیشتر است . قلی چند گوسفند دارد ؟
تصویر در تصویر

چالش های زندگی(Challenges of Life):این قسمت با حرکت دلفین ها در خلیج کالیفرنیا آغاز می شود ، آنها به شکل خارق العاده ای آب را گل آلود می کنند و استادانه با در مسیری b شکل از آب گل آلود ماهی می گیرند ؛چیتا هایی که به شکار شتر مرغ می پردازند.


مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست.
مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟"
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.
سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.
استاد گفت: "این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را؟!"
مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: "اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست! لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!"
استاد لبخندی زد و گفت: "پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده."
استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد.
چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: "شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟"
استاد لبخندی زد و گفت: "من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم ...
المپیاد ریاضیات اول راهنمایی

قابل توجه کلیه دانش آموزان اول راهنمایی
با توجه به این که روز دهم فروردین المپیاد ریاضی بر گزار می شوذ
مرکوری تصمیم گرفت چند نمونه المپیاد ریاضی آنلاین را در وبلاگ قرار دهد
امید وارم مورد توجه قرار بگیرد .
تشکر هم لازم نیست .
با امید موفقیت .









