X
تبلیغات
رایتل

sutern rings

در جستجوی دانش


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 09:36 ق.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 9 نظر

تبریک سال نو به همه ی مردم ایران

تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 07:26 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 6 نظر

آزمون های بهاری

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 05:23 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 6 نظر

سال نو



سالی سرشار از موفقیت برای همه ی دانش دانش آموزان سرزمین مادری آرزو دارم 



تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 05:12 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 2 نظر

آزمون هوش و خلاقیت شماره 4

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 10:11 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 8 نظر

بهاری


ساقیا آمدن عید مبارک بادا 


تاریخ ارسال: جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 09:28 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 5 نظر

داستان روز جمعه 6


داستان امروز را به پدرم تقدیم می کنم که امروز در کنارم نیست 


قدر پدر و مادر خود را بدانید . 


با آرزوی سلامتی برای تمام پدران و مادران جهان 


Image result for ‫پدر‬‎
 

 کاش پدرم در کنارم بود  

 
4 ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو می تونه انجام بده . 

5 ساله که بودم فکر می کردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه . 

6 ساله که بودم فکر می کردم پدرم از همة پدرها باهوشتر. 

8 ساله که شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه. 

10 ساله که شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملاً فرق داشت. 

12 ساله که شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد. 

14 ساله که بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله . 

16 ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت می کنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده . 

18 ساله که شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه . 

21 ساله که بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس کننده ای از رده خارجه 

25 ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای زیادی درباره این موضوع می دونه و زیاد با این قضیه سروکار داشته . 

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره . 

40 ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره . 



50 ساله که شدم ... !

حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم ! 

اما افسوس که قدرشو ندونستم ...... خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت ! 

حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ...... 


Image result for father


 

تاریخ ارسال: جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 08:47 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 6 نظر

آزمون حامغ شماره 22

آزمون جامع شماره 22


سلام بر همه دانش پژوهان عزیز 


عذر خواهی مرکوری را بپذیرید . به علت در دئسترس نبودن اینترنت نتوانستم آزمون را به موقع در وبلاگ قرار بدهم 

با عذر خواهی مجدد اکنون ساعت پانزده دقیقه به 2 روز جمعه آزمون را گذاشتم 


دوستدار شما مرکوری 



آزمون جامع شماره 22 



پاسخ نامه 


تاریخ ارسال: جمعه 22 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 01:54 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 11 نظر






تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 10:58 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 7 نظر

یک روز برفی


بالاخره برف مهمان شهر ما ( شما ) شد 


حیف که زمین ها سفید پوش نشد تا....





تاریخ ارسال: سه‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 10:37 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 6 نظر
( تعداد کل: 36 )
   1      2     3     4   >>
صفحات