X
تبلیغات
رایتل

sutern rings

در جستجوی دانش

منشا پیدایش منظومه شمسی

 

منشا پیدایش منظومه شمسی  

 

 

 

 

از زمانی که بشر پا روی این کره خاکی نهاد سعی در یافتن مفاهیم اصلی جهان اطراف خود داشت؛ جهانی پر از شگفتی که او را با ساز و کار خودش غرق در تفکرات گوناگون می کرد. از همان ابتدا، بشر تمایل داشت به منشأ، چرایی و چگونگی پدیده های پیرامون خود پی ببرد. او سیر تکاملی خاصی را طی می کرد. انسان های اولیه برای یافتن پاسخ ها از تخیل خود بهره می جستند. آنان نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم خود برای هر اتفاق دلیل می آورند. به این ترتیب اسطوره ها و خدایان پای به جهان گذاشتند. هر آنچه اتفاق می افتاد نبردی پایان ناپذیر بین خیر و شر بود. بعدها که بشر بیش از پیش دارای تمدنی استوار شد، فرضیه ها به جای اسطوره ها بر تخت نشستند. اما این فرضیه ها معمولاً عاری از نگاهی دقیق و سنجیده بودند.

 


با گذر زمان بشر به وضعیت مطلوبی رسید. بعدها آنچه علم نامیده می شد کم کم راه خود را از روش های اندیشه فلسفی جدا کرد. علم دارای روش هایی خاص شد و قطعیتش گویی بر همگان ثابت شده بود. اما هر چه زمان به جلو حرکت می کند راه تاریک شناخت، روشن تر می شود. امروزه دیگر در آنچه علم می نامیم روش ها بیانگر کلیشه یی یگانه نیست و به درستی آموخته ایم که علم هم اشتباه می کند. امروزه علم همچون نوشدارویی هر لحظه خود را باز می ایستاند و قد می کشد.

شناخت جهان در پیش دیدگان گذشتگان در منظومه شمسی و پنج سیاره دیگرش خلاصه می شود. ستارگان یا همان کواکب، سوراخ هایی بودند که بر گنبد آسمان قرار داشتند؛ گنبدی که فرای آن آتشی فروزان شعله ور بود. در مورد منظومه شمسی اولین فرضیه ها حاکی از آن بود که زمین مرکز عالم است و خورشید و سیاره ها و ستارگان، همگی زمین را فراگرفته اند. سپس این گونه فرضیه ها که همچون باوری قوی در اذهان عمومی بود، کم کم رنگ باخت و در مسیر سخت روبه رو، حقایقی دیگر روشن شد. خردمندان و دانشمندان زیادی این شجاعت را به خود راه دادند تا پا را فراتر گذارند و زمین را از جایگاه والای مرکزیت عالم به زیر افکنده و در مکانی عادی همچون دیگر سیاره ها بنشانند. اکنون خورشید مرکزیت داشت.

امروز می دانیم منظومه شمسی ما از یک ستاره به نام خورشید و هشت سیاره به همراه تعدادی سیاره کوتوله و همچنین هزاران سیارک و دنباله دار تشکیل شده است. اما منشاء منظومه شمسی به همراه تمام اجزایش که در دام گرانش ستاره مرکزی یعنی خورشید افتاده اند، چیست؟

نظریه یی بیان می کند سیاره ها و دیگر اجزای منظومه شمسی همگی از دل ستاره مرکزی منظومه، یعنی خورشید خارج شده اند به این صورت که زمانی ستاره یی از کنار خورشید در حال عبور بوده و به دلیل گرانش متقابل بخشی از ماده داخل خورشید را به بیرون کشیده است و سپس این مواد به هم چسبیده اند و خرده سیاره ها را تشکیل داده اند. خرده سیاره ها هم به دلیل گرانش جذب یکدیگر شده و سیاره ها را به وجود آورده اند. این نظریه به نام نظریه برخورد معروف است. نظریه یی دیگر بیان می کند سیاره ها در جایی از فضا تشکیل شده و سپس به دام گرانش خورشید افتاده اند و منظومه شمسی شکل گرفته است. این نظریه به نام نظریه گیراندازی تصادفی معروف است.

اما تمام این فرضیه ها و نظریات نمی توانستند دلایل علمی کافی برای توجیه چگونگی منظومه شمسی بیاورند. در منظومه شمسی تمام اجزا تقریباً در یک صفحه به دور خورشید می چرخند و 99 درصد از جرم کل منظومه شمسی در خورشید موجود است. آنچه موجب سوال بیشتر می شود این است که چرا تمام سیاره ها با حرکتی یکسان (پادساعت گرد) به دور خورشید در حال چرخش اند؟

وجود همین پرسش ها از اعتبار نظریات بالا یعنی نظریه های برخور و گیراندازی تصادفی به شدت می کاهد.

امروزه نظریه یی به نام نظریه سحابی بیشترین توجیه را برای چگونگی تشکیل منظومه شمسی دارد. بنابراین نظریه منظومه شمسی ما از ابری گازی که اخترشناسان آن را سحابی می نامند، تشکیل شده است. بیشتر جرم در مرکز این سحابی هیدروژنی متمرکز بوده است. در سحابی اولیه اتم ها به دلیل گرانش متقابل به یکدیگر می چسبیدند و ذرات و غبار را تشکیل می دادند. ذرات و غبار هم اجرام کوچک را شکل داده و از به هم پیوستن اجرام کوچک، خورشید و سیاره ها (پیش سیاره ها) تشکیل شده اند. این روند میلیون ها سال ادامه داشت. سحابی اولیه گردشی پادساعت گرد داشته است به این ترتیب زمانی که سیاره ها در حال شکل گرفتن بوده اند، حرکت اولیه خود را حفظ کرده اند، به صورتی که امروز سیاره های منظومه شمسی با گردشی پادساعت گرد به دور خورشید می چرخند و چون تمام سیاره ها از ابری یکسان تشکیل شده اند، دلیلی بر یکسان بودن مواد تشکیل دهنده سیاره های منظومه شمسی است. و با گردش سحابی هیدروژنی اولیه تمام اجزا طوری تشکیل شده اند که گویی همگی بر قرص مسطحی واقع شده اند. همچنین نظریه سحابی به خوبی نشان می دهد که چرا خورشید و سیاره ها و دیگر اجزای منظومه شسمی ما تقریباً عمری یکسان و معادل با 6/4 میلیارد سال دارند. چون بیشتر جرم موجود در مرکز سحابی از هیدروژن متمرکز تشکیل شده بود، در نتیجه بیشترین ماده هم آنجا جمع شده و مقدار این ماده آنچنان زیاد بوده است که توانسته خورشید را شکل دهد. سیاره ها به دلیل آنکه نتوانستند جرم کافی به دست آورند، در درون شان فرآیند هم جوشی هسته یی (همانند آنچه در درون خورشید رخ می دهد)، رخ نداد. خورشید، یگانه ستاره منظومه شمسی به دلیل جرم زیاد، فشار زیادی هم در مرکزش به وجود آمد به طوری که شروع به درخشیدن کرد. به این ترتیب منظومه شمسی ما از ابری گازی متولد شد.


تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:34 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 4 نظر

مقایسه ی ابعاد کرات منظومه شمسی

مقایسه ی ابعاد کرات منظومه شمسی 

 

 

 که گواهی است بر  عظمت و بزرگی این دنیا و خالق آن . 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:30 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 0 نظر

خطای چشم

 

 

 

 

 خطای چشم

 

 

این فیل چند پا دارد ؟

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:28 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 0 نظر

آب خوردن فضا نوردان در فضا

آب خوردن فضا نوردان در فضا

 

 

http://s1.picofile.com/file/7101334836/drinking_water_in_space.gif

 
تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:11 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 1 نظر

ماجرای امیر حسین و دوست عراقی او

اجرای امیر حسین و دوست عراقی او  

 

طبق معمول با امیر حسین برای بازی بدمینتون به پارک ملت رفته بودیم  . 

چند لحظه نگذشته بود که متوجه شدم پسر بچه ای دارد مشتاقانه بازی من و امیر را نگاه  

می کند  . وقتی متوجه شد من به او نگاه می کنم اندکی نزدیک تر آمد و سرش را به علامت سلام تکانی داد . من هم جوابش را داد و به ادامه ی بازی مشغول شدیم . پسرک هنوز آنجا ایستاده بود و به بازی ما نگاه می کرد .  

به او اشاره کردم و گفتم دوست داری با امیر حسین بازی کنی .  

مثل این که منتظر حرف من بود با سرعت جلو آمد و راکت را از دست من گرفت و شروع به بازی کرد  

متاسفانه بلد نبود چگونه بازی کند . و امیر هم از این موضوع ناراحت بود و کم کم داشت عصبانی  

می شد .  

برای این که امیر را از این وضعیت خارج کنم  

به امیر گفتم کمی استراحت کن تا من با دوستت بازی کنم .  

ابتدا برای او روش بازی و نحوه ی سرویس زدن را توضیح دادم اما در ضمن صحبت هایم متوجه شدم خیلی به حرف هایم گوش نمی کند .  

صحبتم را قطع کردم و مشغول بازی شدم پسرک فکر کرد من ناراحت هستم  

 

به من نزدیک شد و آهسته به زبان عربی گفت : من اهل عراق هستم و در بغداد بدنیا آمده ام  

 

و فارسی هم بلد نیستم .  

 

تازه متوجه شده بودم که چرا به حرف هایم توجه نمی کرد .  

 

با خودم گفتم اشکالی نداره بالاخره مقداری کلمات عربی بلدم و با همان کلمات با او صحبت  

 می کنم  

خواستم از او بپرسم کلاس چندم هستی و نام مدرسه ات چیست ؟  

هرچی به مغزم فشار آوردم چیزی ازش بیرون نیامد که نیامد  

آخرش برای اینکه خودم را راحت کنم به انگلیسی ازش پرسید م انگلیسی بلدی؟؟  

او هم گفت نه . 

 

احساس خوبی نداشتم.  

 راکت را دادم به امیر حسین و رفتم گوشه ای نشستم . 

و از این که نتوانسته بودم حتی یک کلمه  با آن کودک صحبت کنم احساش شرم می کردم  

در همین فکر ها بودم که صدای خنده ی امیر و آن کودک مرا به خود آورد  

دیدم دو تایی مشغول صحبت کرن با هم هستند  

امیر به فارسی و او هم به عربی  

و آن چنان مشغول صحبت کردن با هم بودند که گویی حرف های هم دیگر را می فهمند .  

 

یاد داستان زوربای یونانی ( کازانتزاکیس ) افتادم که وقتی زوربا با مرد روسی برخورد کرد  

چون حرف یکدیگر را نمی فهمیدند برای هم ساز زدند و رقصیدند . و از یکدیگر خداحافظی کردند . بعد ها زوربا از او به عنوان بهترین دوستش یاد میکرد .  

 

الان هم امیر و دوست عربش حتی یک کلمه از حرف های همدیگه رو نمی فهمیدند ولی داشتند به سرعت با هم دوست می شدند  

به طوری که وقتی پدرش صداش کرد که بروند . نمی خواست از امیر جدا بشه  

 

هنگام خداحافظی محکم بایکدیگه دست دادند و از هم جدا شدند .  

من هم از این فرصت استفاده کردم و عکسی برای یادگاری از آن ها گرفتم  

راستی یادم رفت بگم اسم اون پسرک مرصل بود و کلاس ششم و در مدرسه ای در بغداد درس 

 می خوند .   

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 07:47 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 5 نظر

بزرگترین جراح مغز جهان پروفسور سمیعی


بزرگترین جراح مغز جهان پروفسور سمیعی

 

عضویت رایگان در ایران عشق

 
پروفسور سمیعی کیست ؟



  پروفسور مجید سمیعی رئیس فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و رئیس انیستیتوی علوم عصبی و دانش نورولوژی (آی ان آی) در هانوفر آلمان که پیچیده ترین جراحیهای مغز جهان در آن صورت می گیرد. مرکزی که معماری آن نیز, که به پیشنهاد دکتر سمیعی بصورت مغز یک انسان طراحی شده, یک شاهکار معماری بی نظیر بشمار می رود.

عضویت رایگان در ایران عشق
 
رسانه های ترکیه این جراح مغز برجسته ایرانی که از آلمان به ترکیه برده شد و ریاست تیم عمل جراحی 12 ساعته بر روی جمجمه و مغز ابراهیم تاتلیست را بر عهده داشت را بعنوان نجات دهنده جان محبوب ترین هنرمند کشورشان معرفی می کنند. جراح برجسته ای که از جمله بنیانگذار رشته جراحی قاعده جمجمه در جهان و ابداع کننده روشهای تازه در زمینه جراحی میکروسکوپی مغز در جهان بوده است.
 


پروفسور مجید سمیعی متولد 1937 که روز 18 ژوئن گذشته تولد 74
سالگی
 

خود را جشن گرفت متولد شهر رشت مرکز استان گیلان ایران است.. وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است. وی بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد.

عضویت رایگان در ایران عشق
 

پروفسور سمیعی در دهه 1990 اقدام به تاسیس مرکز بین‌المللی علوم اعصاب ( آی ان آی)نمود. بنای این مرکز برگزفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن نیز بر عهده پروفسور سمیعی است.
 

پروفسور سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار او در یکی از کشورها برگزار می‌کنند. وی در حال حاضر و با وجود دارا بودن 74 سال سن بسیار فعال بوده و عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند.
 

عضویت رایگان در ایران عشق

پروفسور سمیعی به کشور خود ایران عشق می‌ورزد و تاکنون تلاش زیادی را برای ارتقای جراحی مغز و اعصاب در ایران صورت داده است.

برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال 1988 نشان خدمت درجه 1 دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.
 

پروفسور مجید سمیعی یکی از مفاخر علمی ایران و خطه سرسبز زادگاهش استان گیلان است
 

با تشکر از معید برادران  

 

برای مطلب پروفسور سمیعی 

 

که بصورت ایمیل ارسال کرده اند

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:17 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 2 نظر

عکس یک درخت و دو فصل

عکس یک درخت و دو فصل

 

  

 

مطالب اخیر از وبلاگ یک جوان خلاق انتخاب شده است  

ایشان مدتی است که فعالیت خود را متوقف کرده با توجهبه این  که مطالب وبلاگ ایشان بسیار جالب و پر بار است به این وسیله خواستم وبلاگ ایشان را مجددا معرفی کنم   

دانش و خلاقیت  

 

http://www.ensign.blogsky.com/

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:58 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 0 نظر

یک خطای دید

 

خطای دید  

 

 

در جستجوی پا  

 

 

 http://www.radsms.com/wp-content/gallery/khataye-did/00.gif

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:43 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 0 نظر

استاد کاتوریان ( یک هنرمند رئالیست )

 

نقاشی های استاد کاتوزیان  

 

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:41 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 5 نظر

آموزش ساخت ستاره کاغذی

آموزش ساخت ستاره کاغذی 

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:35 ب.ظ | نویسنده: سید ابوالقاسم آل داود | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 116 )
   1      2     3     4     5      ...      12   >>
صفحات